الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی دوجی نام یک سری از الگوهای کندلی می‌باشد که قیمت باز و بسته شدن در آن‌ها تقریباً با یکدیگر برابر می‌باشد. این الگوها معمولاً در الگوهای کندلی زیادی یافت می‌شوند. الگوهای کندلی دوجی به‌شکل یک صلیب، صلیب برعکس و یا علامت جمع (+) دیده می‌شوند. الگوهای دوجی به‌تنهایی الگوهایی خنثی هستند که در بسیاری از الگوهای مهم نموداری یافت می‌شوند. الگوهای دوجی معمولاً زمانی شکل می‌گیرند که قیمت‌های باز و بسته شدن (سهام یک شرکت) تقریباً با هم برابر باشند. این الگو معمولاً نشان از برگشت روند می‌دهند و تحلیل‌گران تکنیکال می‌توانند از این الگو به‌عنوان هشداری جهت تغییر روند استفاده نمایند. در زبان ژاپنی، دوجی به معنی «اشتباه بزرگ» و یا «خطای بزرگ» می‌باشد، که این نشان‌دهندهٔ نادر بودنِ برابر شدنِ قیمت باز و بسته شدن (Open And Close) یک سهام در بازار می‌باشد.

با توجه به محل قرارگیری خط باز و بسته شدن قیمت (خط افقی)، کندل‌های دوجی به‌شکل سنگ قبر (Gravestone)، پادراز (Long-legged) و یا سنجاقکی (Dragonfly) دیده می‌شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی شمعی دوجی سنگ قبر می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی شمعی دوجی سنگ قبر در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟

انواع کندل های دوجی؛ منبع – Investopedia

نکات مهم:

  • الگوی شمعی دوجی به الگوهای کندلی‌ای اطلاق می‌گردد که قیمت باز و بسته شدن (سهام) در آن‌ها تقریباً با یکدیگر برابر بوده و معمولاً کندل‌های دوجی عضوی از الگوهای مهم نموداری می‌باشند.
  • الگوی شمعی دوجی به تنهایی، الگویی خنثی می‌باشد که در بسیاری از الگوهای مهم قیمتی نیز یافت می‌شود.
  • کندل‌های دوجی به سه شکل اصلی سنگ قبر (Gravestone)، پادراز (Long-Legged) و سنجاقکی (Dragonfly) دیده می‌شوند.

الگوی شمعی دوجی سنجاقکی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی دوجی چه چیزهایی را به شما می‌گویند؟

تحلیل‌گران تکنیکال می‌گویند که تمامی اطلاعات مورد نیازشان در مورد یک سهام را می‌توان از روی قیمت آن متوجه شد، به‌عبارتی تکنیکالیست‌ها بر این باورند که قیمت سهم، بازتابی از تمامی اطلاعات مورد نیازشان در مورد یک سهم می‌باشد، به‌همین دلیل به‌عقیدهٔ آن‌ها، قیمت برای بررسی کامل سهام کافی می‌‌باشد. همچنین، عملکرد گذشتهٔ قیمت هیچ تأثیری بر روی عملکرد آینده قیمت نمی‌گذارد، و قیمت واقعی سهم در حال حاضر هیچ ارتباطی با قیمت واقعی و یا ارزش ذاتی (Interistic Value) آن سهم ندارد. بنابراین، تحلیل‌گران تکنیکال از ابزارهایی جهت پیدا کردن بهترین فرصت‌های معاملاتی استفاده می‌نمایند.

یکی از این ابزارها توسط تاجر ژاپنی بنام هوما (Homa) که از اهالی شهر ساکاتا (Sakata) بود در قرن هفدهم ابداع شد. این ابزار توسط چارلز داو (Charles Dow) در سال 1900 معروف گشت. نام این ابزار، نمودار کندلی (Candlestick Chart) بود. هر الگوی شمعی به ما چهار دسته از اطلاعات را می‌رسانند. براساس شکلِ این کندل‌ها، تحلیل‌گران می‌توانند فرضیاتی را در مورد رفتار قیمت‌های سهم انجام دهند. هر کندل در نمودار چهار دسته از اطلاعات را به ما نمایش می‌دهد: قیمت باز شدن (Open Price)، قیمت بسته شدن (Close Price)، بالاترین قیمت ثبت شده (High) در طی روز، و پایین‌ترین قیمت ثبت شده (Low) در طی روز.

کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازهٔ زمانی مدنظر در الگوی شمعی دوجی اهمیتی ندارد. بدنۀ تو خالی  و یا بدنه‌های توپر در کندل‌ها به نام «بدنه یا بدنه اصلی» شناخته می‌شوند. خط‌هایی که از سمت بالا و پایین این بدنه‌ها به بیرون حرکت کرده‌اند را به‌عنوان سایه (Shadow – Wick) می‌شناسند. سایه‌هایی که در بالای بدنهٔ اصلی قرار می‌گیرند، نشان‌دهندۀ حرکات قیمتی تا آن سطح می‌باشند. از روی سایه‌های کندل‌ها می‌توانیم اطلاعات زیادی را در مورد‌ ‌روانشناسی بازار به‌دست بیاوریم. در کندل‌هایی که قیمت بسته‌ شدن سهم از قیمت باز شدن آن بیشتر باشد، شاهد یک بدنهٔ تو‌‌خالی (Hollow-Body) یا سفیدرنگ خواهیم بود. اگر قیمت بسته شدن سهامی از قیمت باز شدن آن در طی روز پایین‌تر باشد، شاهد بدنه‌ای سیاه‌رنگ خواهیم بود که از آن به‌عنوان کندل خرسی (Bearish Candlestick) نام برده می‌شود. در کل، دوجی‌ها جزو مهم‌ترین الگوهای کندلی به‌شمار می‌آیند.

به کندلی نام دوجی اطلاق می‌شود که قیمت باز و بسته شدن آن (در هر بازهٔ زمانی‌ای) با یکدیگر برابر باشند. کندل‌های دوجی معمولاً به‌شکل یک صلیب، و یا یک علامت جمع (+) دیده می‌شوند، بدنه‌ای بسیار کوچک دارند و یا در بسیاری از مواقع هیچ بدنه‌ای ندارند. اگر از دید مزایده‌ای به‌موضوع نگاه کنیم، کندل دوجی نشان می‌دهد که در بازار قطعیتی برای خرید و یا فروش بین معامله‌گران وجود ندارد و هر دو در قیمت مدنظر‌شان ثابت مانده‌اند. به‌عبارتی، می‌توان گفت که بازار در این حالت و برای مدت زمانی محدود، جهت ندارد و فشار خرید (Buying Pressure) و فشار فروش (Selling Pressure) و یا مقدار خرید و فروش در بازار و قیمت آن‌ها با یکدیگر برابر می‌باشند. این خود نشانه‌ای از عدم وجود قطعیت در بازار و عدم جهت‌گیری قیمت به سمت بالا (صعودی) و یا پایین (نزولی) در سهم می‌باشد. در این حالت، معامله‌گران هوشمند و موفق، دست از معامله کشیده و تنها بر حرکات قیمتی بازار نظارت می‌کنند. برخی از تحلیل‌‎گران نیز وقوع این حالت در بازار را نشانه‌ای از یک بازگشت قیمتی (Price reversal) یا بازگشت روند (Trend Reversal) می‌دانند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

هر چند، از شکل‌گیری الگوی شمعی دوجی می‌توان به‌عنوان فرصتی برای جمع‌آوری نیرو توسط قیمت و حرکت به سطوح بالاتر یا پایین‌تر نیز اشاره کرد. کندل‌های دوجی، معمولاً در زمان تثبیت قیمتی دیده می‌شوند و به معامله‌گران و تحلیل‌گران بازار کمک می‌کنند تا بتوانند احتمال شکست قیمتی بازار را بررسی کرده و آن‌ها را به موقع تشخیص دهد.

شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثال‌هایی برای استفاده از الگوی شمعی دوجی

نمودار زیر نشان‌دهنده یک الگوی شمعی دوجی از نوع دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji) در نمودار سهام شرکت سیانوتک (Cyanotech Corp) می‌باشد. این جدول مربوط به فوریهٔ سال 2018 است. الگوی نام‌برده پس از یک حرکت قدرتمند و با حجم معاملاتی بالا در بازار تشکیل شده است. این الگو می‌تواند نشان از یک بازگشت روند نزولی (Downtrend Reversal) باشد و احتمال رخداد یک شکست (Breakout) در بازار بالا می‌رود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حجم معاملات می‌توانید از مطلب آموزشی «حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثال دوجی سنگ قبر

در این مثال، کندل دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji) توانسته به‌خوبی یک شکست را در سطوح فعلی قیمت پیش‌بینی کند. این شکستِ پیش‌بینی شده، در محدودۀ قیمتی‌ای نزدیک به میانگین‌های متحرک 50 روز و 200 روزه (50 or 200 Day Moving Averages) در سطوح قیمتی 4.16 دلار و 4.08 دلار رخ داد. البته برای پیش‌بینی تنها نباید به الگوی شمعی اعتنا نمود.

میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟

معامله‌گران معمولاً برای شناخت یک شکست قیمتی (Breakout) در بازار، از دیگر ابزارهای تکنیکالی مانند اندیکاتورهای تکنیکالی (Technical Indicators) استفاده می‌کنند. از این اندیکاتورها می‌توان به شاخصِ قدرتِ نسبی (Relative Strength Index – RSI) و اندیکاتور واگرایی و همگرایی میانگین‌های متحرک Moving Averages convergence) (divergence – MACD اشاره کرد. معامله‌گران روزانه می‌توانند همچنین یک دستور استاپ حفاظتی را در بالای سایه (Wick) این کندل قرار دهند که در نمودار فوق محدوده‌ای در حدود 5.10 دلار می‌باشد. اما معامله‌گران میان‌مدت (Intermediate-term Traders) ممکن است دستور استاپ حفاظتی خود را در محدوده‌ای بالاتر قرار دهند تا با نوسانات قیمتی، معاملهٔ آن‌ها بسته نشود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتورها می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین کندل‌های دوجی و الگوی شمعی اسپینینگ تاپ (Spinning Top)

نمودارهای کندلی می‌توانند مقداری از اطلاعات بازار مانند روند احساسات، شتاب در بازار و نوسانات قیمتی را نشان دهند. الگوهای شکل‌گرفته توسط این کندل‌ها در نمودارهای کندلی نشان‌دهندۀ سیگنال‌هایی از عمل و عکس‌العمل در بازار می‌باشند. الگوی دوجی و اسپینینگ تاپ (Spinning top) الگوهای کندلی می‌باشند که معمولاً به‌شکل اعضایی از الگوهای بزرگتر دیده می‌شوند. مانند الگوی ستاره (Star formation). به‌تنهایی، الگوی شمعی دوجی و الگوی شمعی اسپینینگ تاپ نشان‌دهندۀ تعادل در قیمت می‌باشند، همچنین این الگوها نشان می‌دهند که فشار خرید و فشار فروش با یکدیگر برابر بوده و هیچ‌کدام نتوانسته‌اند بر دیگری غالب شوند. همچنین اطلاعاتی توسط این الگوهای کندلی ارائه می‌شود که یک معامله‌گر تکنیکال باید یاد بگیرد تا آن‌ها را به‌خوبی تفسیر کند.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهای کندلی اسپینینگ تاپ بسیار شبیه به الگوهای کندلی دوجی شکل می‌باشند، اما بدنۀ آنها از بدنۀ الگوهای کندلی دوجی بزرگتر بوده، و قیمت‌های باز و بسته شدن در آنها فاصله بیشتری نسبت به یکدیگر دارند. برای اینکه یک کندل در دستهٔ کندل‌های دوجی قرار بگیرد، بدنۀ کندل باید حدوداً 5 درصد از کل محدودهٔ اشغال‌شده توسط کندل و سایه‌های آن را دربر بگیرد.

هر مقداری بیش از 5٪، کندل مورد نظر را در دستهٔ کندل‌های اسپینینگ تاپ (Spinning top candles) قرار خواهد داد. کندل‌های اسپینینگ تاپ همچنین نشان‌دهندهٔ ضعف در قیمت و روند کنونی بازار می‌باشند، اما لزوماً نشان‌دهندۀ یک بازگشت قیمتی نمی‌باشند. اگر الگوهای کندلی مانند الگوی دوجی و یا الگوهای کندلی اسپینینگ تاپ را در نمودار مشاهده گردید، به دنبال نشانه‌هایی از اندیکاتورهای دیگر نیز بگردید. اندیکاتورهایی مانند باندهای بولینجر (Bollinger Bands)، تا بتوانید تشخیص درستی از بازار داشته باشید. استفاده از دیگر اندیکاتورها به ما این امکان را می‌دهد تا به خوبی متوجه شویم که الگوی دوجی و یا اسپینینگ تاپ شکل گرفته در بازار، نشان‌دهندۀ خنثی بودن بازار می‌باشد و یا اینکه نشان از بازگشت روند (Trend Reversal) و بازگشت قیمتی (Price reversal) دارند.

باند بولینجر در تحلیل تکنیکال چیست؟

محدودیت‌های الگوی شمعی دوجی چیست؟

به‌تنهایی، الگوهای کندلی دوجی نشانگرهایی خنثی هستند که اطلاعات کمی را دربارۀ بازار به ما می‌دهند. علاوه بر این دوجی‌ها الگوهایی معمول در بازار محسوب نمی‌شوند. به‌همین سبب، ابزاری قابل‌اعتنا برای تشخیص نکات مهم قیمتی مانند بازگشت‌های قیمتی محسوب نمی‌شوند. همواره نمی‌توان در زمان تشکیل این الگوها به آن‌ها اعتماد نمود. زیرا هیچ تضمینی در مورد بازگشت قیمتی و یا ادامهٔ قیمت در روند سابق خود به معامله‌گر نمی‌دهند. به‌همین سبب نباید به‌تنهایی به این الگوهای نموداری جهت بررسی و آنالیز بازار تکیه نمود.

اندازهٔ سایز سایه‌های کندل دوجی در کنار کندل‌های تأییدیه آن می‌تواند به‌عنوان یک نقطهٔ ورود به بازار در نظر گرفته شوند. این بدین معنی است که معامله‌گران نیاز به پیدا کردن مکانی دیگر برای قرار دادن دستور استاپ حفاظتی خود خواهند داشت، یا اینکه آنها نیاز به دست کشیدن از این معامله خواهند داشت زیرا که قرار دادن یک دستور استاپ حفاظتی بسیار بزرگ و یا بسیار کوچک ممکن است باعث ضرر دیدن آنها در معامله شود. البته امکان سود نیز وجود دارد.

تمامی این موارد بستگی به ریسک‌پذیری معامله‌گر و میزان سود به زیان او خواهد داشت. پیش‌بینی میزان سود دریافتی و یا میزان پتانسیل سود در معاملاتی که بر پایهٔ الگوهای کندلی دوجی انجام می‌شود نیز سخت می‌باشد. زیرا این الگوهای کندلی به ما هیچ‌گونه هدف قیمتی (Target Price) را ارائه نمی‌دهند. بنابراین، استفاده از دیگر ابزارها و تکنیک‌ها مانند الگوهای کندلی دیگر، اندیکاتورها (Indicators) و یا دیگر استراتژی‌های معاملاتی برای در نظر گرفتن محل‌های ورود و خروج از معامله لازم و ضروری می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *