بایگانی دسته: آموزش تحلیل بازار

معامله گری شبکه ای چیست؟

معامله گری شبکه ای چیست؟

معامله گری شبکه ای (Grid Trading) به روشی گفته می‌شود که در آن دستورهای معاملاتی در بالا و پایین یک قیمت به‌خصوص قرار می‌گیرند و یک شبکه از معاملات را می‌سازند که با تغییرات پله‌ای قیمت، افزایش و یا کاهش می‌یابند. معامله گری شبکه ای به‌طور عمومی در بازار مبادلات ارز خارجی (فارکس) دیده می‌شود. به‌صورت کلی، این تکنیک به دنبال کسب سود از نوسانات قیمتی، از طریق قراردادن دستورهای خریدوفروش با بازه‌هایی مساوی از یک قیمت می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازار مبادلات ارزهای خارجی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟» دیدن نمایید.

برای مثال، یک معامله گر فارکس می‌تواند دستور خرید را بافاصله 15 پیپ بالای یک قیمت خاص قرار دهد، و می‌تواند دستورات فروش را به مقدار 15 پیپ در زیر آن قیمت بگذارد. در این حالت، او می‌تواند از روندهای موجود در بازار بهره ببرد. آن‌ها همچنین می‌توانند دستورهای خرید را در زیر یک سطح قیمتی مشخص، و دستورات فروش را در بالای آن قرار دهند که می‌توان از این روش در بازارهایی که رنج هستند (جهت خاصی ندارد) استفاده کرد.

نکات کلیدی:

  • معامله گری شبکه ای شامل قرار دادن دستورات خریدوفروش در سطوحی از پیش تعیین‌شده در بالا و پایین یک قیمت پایه می‌باشد.
  • این شبکه‌ها می‌توانند به‌منظور کسب سود از روندهای بازار و یا حالت رنج در بازار مورد استفاده قرار گیرند.
  • به‌منظور کسب سود در روندها، دستورات خرید باید در بازه‌هایی در بالای قیمت پایه، و دستورات فروش نیز باید در بازه‌هایی در پائین قیمت پایه قرار گیرند.
  • به‌منظور کسب سود از بازارهای در حالت رنج، دستورات خرید باید با بازه‌هایی در زیر قیمت پایه، و دستورهای فروش در بازه‌هایی در بالای قیمت پایه قرار گیرند.

درک مفهوم معامله گری شبکه ای

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های معامله گری شبکه ای، نیاز به پیش‌بینی اندکی از جهت حرکت بازار دارد، و این روش معامله گری می‌تواند به‌آسانی خودکار (Automated) شود. هرچند، اشکالاتی در این سیستم وجود دارد که از آن‌ها می‌توان به‌احتمال وقوع ضررهای بزرگ، در صورت پیوسته نبودن دستورهای استاپ حفاظتی و همچنین پیچیدگی اجرا و بستن هم‌زمان چندین موقعیت معاملاتی در یک شبکه معاملاتی بزرگ اشاره کرد.

ایده‌ای که در پس شیوهٔ معامله گری به روش شبکه ای وجود دارد، این است که اگر قیمت به نحوی ثابت به حرکت در یک جهت ادامه دهد، موقعیت‌های معاملاتی بزرگ‌تر می‌شوند و امکان کسب سود بیشتری در آن‌ها وجود دارد. همان طور که قیمت بالا می‌رود، دستورهای خرید بیشتری اجرا می‌شوند که خود باعث بزرگ‌تر شدن موقعیت معاملاتی می‌گردند. هر قدر که قیمت در آن جهت حرکت کند، موقعیت معاملاتی ما بزرگ‌تر و سوددِه‌تر می‌شود.

این خود می‌تواند به یک وضعیت دشوار ختم شود. در نهایت معامله گر باید در نقطه‌ای – پایان شبکه معاملاتی – خروج از معاملات و شناسایی سودهایش را در نظر بگیرد. در غیر این صورت، قیمت‌های می‌توانند دچار بازگشت روندی شده و در این صورت، تمامی سودهای کسب شده از بین خواهند رفت. با وجود اینکه ضررهای متحمل شده نیز توسط دستورات فروش کنترل می‌شوند که آن‌ها نیز مانند دستورات خرید با رعایت فاصلهٔ یکسان قرار داده شده‌اند، تا زمانی که قیمت به محدودهٔ این دستورات برسد، موقعیت معاملاتی می‌تواند از حالتی سودآور به‌حالتی زیان‌ده تبدیل شده باشد.

به همین دلیل، معامله گران معمولاً شبکهٔ خود را به یک سِری از اعداد مشخص، مانند عدد 5 محدود می‌کنند. برای مثال، آن‌ها 5 دستور خرید را در بالای قیمت مشخص شده قرار می‌دهند. اگر قیمت در تمامی طول این مسیر بالا برود و تمامی دستورهای خرید نیز اجرا شوند، آن‌ها از معامله با سود خارج خواهند شد. این کسب سود می‌تواند به‌صورت یک‌باره و یا با استفاده از فروش شبکه ای که از سطح هدف (target level) شروع می‌شود، انجام گیرد.

اگر حرکات قیمتی متلاطم (Choppy) باشند، توانایی فعال کردن دستورهای خرید در سطح قیمتی بالاتر و دستورات فروش را در سطح قیمتی پایین‌تر از قیمت پایه را دارند، که این مسئله می‌تواند منجر به زیان شود. در اینجا حالتی را می‌بینیم که استفاده از شبکه در روند با اختلال مواجه شده است. در نهایت، باید بدانید که این استراتژی زمانی بیشترین سوددهی را دارد که قیمت در جهتی مشخص و ثابت حرکت کند. نوسانات قیمت به سمت بالا و پایین معمولاً در این روش معاملاتی، نتایج مطلوبی را تولید نمی‌کند.

روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

در بازارهای نوسانی (oscillating markets) و یا بازارهای رنج (ranging markets)، استفاده از معامله گری شبکه ای در خلاف جهت روند (against-the-trend grid trading)، روشی تأثیرگذارتر می‌باشد. برای مثال، یک معامله گر، دستورات خرید خود را با فاصله‌هایی معمول در زیر قیمت پایه، و دستورات فروش بافاصله‌هایی از پیش تعیین‌شده در بالای قیمت پایه قرار می‌دهد. اگر قیمت سقوط کند، معامله گر وارد موقعیت معاملاتی خرید (long position) می‌شود. اگر قیمت‌ها افزایش یابند دستورات فروش به‌منظور کاهش موقعیت‌های معاملاتی خرید و تبدیل آن‌ها به موقعیت‌های معاملاتی فروش فعال می‌شود. معامله گر می‌تواند تا زمانی که قیمت به‌صورت افقی نوسان می‌کند (oscillating sideways) و دستورهای معاملاتی خریدوفروش را فعال می‌کند، از این روش کسب سود کند.

مشکل روش معامله گری شبکه ای در خلاف جهت روند، این است که میزان ریسک در این روش کنترل نمی‌شود. در این حالت، اگر قیمت به حرکت در یک جهت به‌جای ادامه دادن حرکت رِنج خود ادامه دهد، معامله گر ممکن است صاحب موقعیت‌های معاملاتی باشد که زیان‌دِه هستند. در نهایت، معامله گر باید سطوحی به‌منظور قرار دادن دستورهای استاپ حفاظتی در نظر بگیرد، زیرا آن‌ها نمی‌توانند تا ابد در یک موقعیت زیان‌ده باقی بمانند.

ساخت یک شبکه معاملاتی

برای ساخت یک شبکه معاملاتی‌، گام‌هایی زیر را دنبال کنید.

  1. یک بازه انتخاب کنید. مانند بازه 10 پیپ، 50 پیپ، 100 پیپ و غیره.
  2. یک قیمت شروع، برای شروع شبکه در نظر بگیرید.
  3. توجه کنید که آیا شبکه شما در جهت روند است (with-the-trend) و یا در خلاف جهت روند (against-the-trend) تشکیل می‌شود.

در یک شبکه در  جهت روند، در نظر بگیرید که معامله گر نقطهٔ شروع را در سطح 1.1550 با استفاده از بازه‌های 10 پیپ در نظر می‌گیرد. دستورهای خرید را در سطوح 1.1560، 1.1570، 1.1580، 1.1590و 1.1600 قرار داده، و دستورات فروش را در سطوح 1.1540، 1.1530، 1.1520 و 1.1510 به‌علاوه سطح 1.1500 بگذارید. این استراتژی همچنین باید شامل یک نقطه خروج ‌باشد، به‌خصوص زمانی که همه‌چیز به وفق مراد پیش رفته و شما می‌خواهید سودتان را تضمین کنید (lock in profits).

حال در نظر بگیرید که یک معامله گر قصد دارد تا از شبکه در خلاف جهت روند استفاده کند. او نیز سطح 1.1550 را به‌عنوان نقطه شروع انتخاب می‌کند و از بازه‌های 10 پیپ استفاده می‌کند. او دستورهای خرید را در سطوح 1.1540، 1.1530، 1.1520 و 1.1510 و 1.1500 قرار می‌دهد. او همچنین دستورات فروش را در سطوح 1.1560، 1.1570، 1.1580، 1.1590 و 1.1600 قرار می‌دهد. این استراتژی نیز می‌تواند سود را تضمین کند زیرا هر دو دستور خریدوفروش فعال می‌شوند، اما نیازمند قرارگیری دستور استاپ حفاظتی می‌باشد، به‌خصوص زمانی که قیمت شروع به حرکت در یک جهت خاص کند.

مثالی از معامله گری شبکه ای در جفت ارز یورو اروپا به دلار ایالات‌متحده آمریکا (EUR/USD)

معامله گر روزانه‌ای را در نظر بگیرید که حرکت افقی قیمت (ranging) جفت ارز یورو به دلار آمریکا در سطوحی بین 1.1400 و 1.1500 را مشاهده می‌کند. قیمت در حال حاضر در سطح 1.1450 قرار دارد، پس معامله گر تصمیم می‌گیرد با استفاده از بازه‌های 10 پیپ از سیستم شبکه ای در خلاف جهت روند به‌منظور کسب سود از این حرکت افقی در بازار استفاده کند.

معامله گر روزانه در بازارهای مالی به چه کسی گفته می شود؟

معامله گر دستورهای فروش را در سطوح 1.1460، 1.1470، 1.1480، 1.1490 ،1.1500 و سطح 1.1510 قرار می‌دهد. او همچنین یک دستور استاپ حفاظتی در سطح 1.1530 قرار می‌دهد. دستور استاپ حفاظتی به او این اطمینان را می‌دهد که یک محدودهٔ حداکثری برای ریسک وجود دارد. اگر تمامیِ دستورهای فروش اجرا شوند، این ریسک برابر با 270 پیپ خواهد بود و این در صورتی است که هیچ‌یک از دستورات معاملاتی خرید اجرا نشده و قیمت به سطح استاپ حفاظتی برسد.

او دستورات معاملاتی خریدش را در سطوح 1.1440، 1.1430، 1.1420، 1.1410، 1.1400 و 1.1390 قرار می‌دهد. او همچنین یک دستور استاپ حفاظتی در حالت در سطح 1.1370 قرار می‌دهد. ریسک در این حالت نیز برابر با 270 پیپ می‌باشد اگر تمامیِ دستورات معاملاتی خرید اجرایی شده و هیچ‌یک از دستورات معاملاتی فروش اجرایی نشوند، و قیمت نیز به سطح استاپ حفاظتی برسد.

معامله گر امیدوار است که قیمت به حرکت در سطوح بالاتر و پایین‌تر ادامه دهد، سطوح بالاتر و پایین‌تری که در محدودهٔ قیمتی 1.1510 و 1.1390 باشند. با وجود اینکه او امیدوار است که قیمت از این محدوده خارج نشود، با این حال در صورتِ رخ دادن چنین وضعیتی مجبور است که از موقعیت‌های معاملاتی‌اش با ضرر خارج شده تا بتواند مقادیر ریسک متحمل شده را کنترل کند.

شاخص ترس و طمع چیست؟

شاخص ترس و طمع چیست؟

شاخص ترس و طمع (Fear and Greed Index) توسط گروه CNNMoney به‌منظور اندازه‌گیری – روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه – دو عدد از مهم‌ترین احساساتی که بر سرمایه‌گذاران در معامله کردن سهام و یا خرید آن‌ها اثر می‌گذارند، طراحی شده است. در تئوری، می‌توان از این شاخص به‌منظور سنجیدن منصفانه بودن قیمت‌گذاری‌ها در بازار سهام استفاده کرد. این شاخص بر پایهٔ منطقی استوار است که می‌گوید ترسِ بیش از اندازه در بازار، منجر به فرو ریختن قیمت‌ها و طمعِ بیش از اندازه در بازار، منجر به رشد شدید قیمت‌ها می‌گردد.

نکات کلیدی:

  • شاخص ترس و طمع توسط گروه CNNMoney به‌منظور اندازه‌گیری دو عدد از مهم‌ترین احساساتی که بر روی سرمایه‌گذاران به‌منظور خرید سهام در بازار تأثیر می‌گذارند، طراحی شده است.
  • این شاخص بر این فرضیه استوار است که ترسِ بیش از اندازه در بازار، می‌تواند منجر به معامله شدن قیمت سهام زیر ارزش ذاتی آن‌ها شود، و همچنین طمعِ بیش از اندازه در بازار، می‌تواند باعث بالا رفتن قیمت‌ها و معامله شدن آن‌ها در سطحی بالاتر از ارزش ذاتی آن‌ها باشد.
  • CNNMoney برای مطالعهٔ اینکه چه میزان ترس و طمع در بازار وجود دارد هفت فاکتور متفاوت را بررسی می‌کند، و احساسات سرمایه‌گذاران را در یک بازهٔ صفر تا صد اندازه‌گیری و ثبت می‌کند.

شاخص ترس و طمع چگونه کار می‌کند؟

شاخص ترس و طمع با دیگر شاخص‌ها تفاوت دارد. این شاخص بر این فرض استوار است که ترسِ بیش از اندازه در بازار می‌تواند منجر به معامله شدنِ قیمت سهام در قیمتی زیرِ ارزشِ ذاتی‌شان و همچنین طمعِ مهارنشده در بازار می‌تواند منجر به ارزش یافتنِ قیمت سهام بیش از ارزشِ ذاتی آن‌ها شود. هفت فاکتور متفاوت را برای بررسی میزان ترس و طمع در بازار اندازه‌گیری می‌کنند. این فاکتورها عبارتند از:

شاخص ترس و طمع چیست؟

  • ممنتم قیمت سهام – Stock Price Momentum: که با مقایسه شاخص «Standard and Poor’s Index – S&P 500» در برابر میانگین متحرک صد و بیست و پنج روزهٔ آن سهم انجام می‌شود.
  • قدرت قیمت سهام – Stock Price Strength: در این حالت، تعداد سهم‌هایی که به بالاترین حد قیمتی خود در پنجاه و دو هفته گذشته و تعداد سهام‌هایی که به پایین‌ترین حد قیمتی خود در پنجاه و دو هفته گذشته در بازار بورس نیویورک رسیده‌اند بررسی می‌شوند.
  • وسعت قیمت سهام – Stock Price Breadth : در این حالت، حجم معاملات در سهام‌هایی که قیمتشان در حال افزایش است با سهام‌هایی که قیمتشان در حال کاهش است مقایسه می‌شود.
  • قراردادهای اختیار معامله خرید و قراردادهای اختیار معامله فروش – Put and Call Options: در این حالت، میزان تأخیر قراردادهای اختیار معامله فروش نسبت به قراردادهای اختیار معامله خرید اندازه‌گیری می‌شود. این تأخیر نشان‌دهندهٔ طمع در بازار می‌باشد، اما اگر حالت عکس پیش بیاید و قراردادهای اختیار معامله خرید نسبت به قراردادهای اختیار معامله فروش تأخیر داشته باشند، این نشان‌دهندهٔ ترس در بازار است.
  • مقدار تقاضا برای اوراق قرضه با ریسک بالا – Junk Bond Demand: این خود یک سنجه برای بررسی تمایل معامله‌گران در استفاده از استراتژی‌هایی با ریسک‌های بالاتر می‌باشد و توسط میزان تفاوت بین سود حاصل شده از اوراق قرضه‌هایی با درجه استاندارد (که از آن‌ها تحت عنوان اوراق قرضه با درجه سرمایه‌گذاری – Investment grade bonds – نیز نام برده می‌شود) و همچنین سودهای تولید شده توسط اوراق قرضه با ریسک بالا اندازه‌گیری می‌شوند.
  • نوسان بازار – Market Volatility: شاخصِ میزانِ نوسانِ هیأت قراردادهای اختیار معاملهٔ بورسِ شیکاگو (Chicago Board Options Exchange Volatility Index – VIX) را اندازه‌گیری می‌کند و آن را با میانگینِ متحرکِ پنجاه روزه‌اش می‌سنجد.
  • میزان تقاضا برای سرمایه‌گذاری‌های مورد اطمینان – Safe Haven Demand: از تفاوت عایدی‌های سهام در برابر سهام خزانه بدست می‌آید.

هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو چیست؟

هر یک از هفت اندیکاتور ذکر شده فوق در یک مقیاس بین صفر تا صد اندازه‌گیری می‌شود، و در نهایت یک شاخص از میانگین هموزنِ همهٔ آن‌ها محاسبه شده و بدست می‌آید. اگر عدد بدست آمده برابر پنجاه باشد نشان‌دهندهٔ تعادل در بازار می‌باشد، در حالی که هرگونه عدد بالاتر نشان‌دهندهٔ طمع و هر عدد پایین‌تر نشان‌دهندهٔ ترس در بازار است.

مزایای استفاده از شاخص ترس و طمع

طبق گفتهٔ محققان، طمع مانند عشق این قدرت را دارد تا بر مغز ما اثر بگذارد و بتواند منجر به از دست دادن خودکنترلی و عقل سلیم در انسان شود. با این که تاکنون هیچ تحقیق تأییدشده‌ای در مورد بیوشیمی ‌طمع در مغز انسان‌ها وجود نداشته است، اما هنگامی‌که بحث به انسان‌ها و پول می‌رسد؛ ترس و طمع می‌توانند محرک‌های قدرتمندی باشند.

شاخص ترس و طمع چیست؟

بسیاری از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران احساساتی و واکنش‌گرا رفتار می‌کنند، ترس و طمع در این حوزه می‌تواند بسیار مضر باشد. این دیدگاه‌ها، توسط اقتصاددانان رفتارگرا (Behavioral Economists) بررسی شده و دهه‌ها مدرک نیز گواهی بر این ادعا هستند که این خود باعث می‌شود تا بتوانیم بر شاخص ارائه‌شده توسط CNN حساب باز کنیم.

تاریخ به ما نشان داده است که شاخص ترس و طمع معمولاً می‌تواند به‌عنوان یک اندیکاتور قابل اتکا در بازارهای سرمایه مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، این شاخص به سطح 12 در تاریخ 17 سپتامبر 2008 رسید. زمانی که شاخص S&P 500 به پایین‌ترین سطح خود در سه سال اخیر رسید که این افت شدید خود حاصل ورشکستگی شرکت برادران لیمان (Lehman Brothers Banckruptcy) و همچنین مرگ قریب‌الوقوع شرکت بزرگ بیمه اِی آی جی (AIG Insurance) بود. همچنین در حالت عکس، این شاخص به سطحی بالای 90 در ماه سپتامبر سال 2012 رسید که خود نتیجهٔ ایجاد یک رالی قیمتی در بازارهای سرمایه جهانی بود. این رالی قیمتی خود در نتیجه سومین دور از خرید سهام در بازارهای سرمایه توسط بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا (Federal Reserve’s third round of quantitative easing – QE3) بود.

بسیاری از صاحب‌نظران اعتقاد دارند که شاخص ترس و طمع (مرجع) می‌تواند یک ابزار کارآمد باشد، اما استفاده از این شاخص نباید تنها و به‌شکل تکی صورت گیرد و نباید تنها به آن برای انجام تصمیمات سرمایه‌گذاری اتکا نمود. به سرمایه‌گذاران توصیه شده است که به دنبال پیدا کردن فرصت‌های خرید احتمالی برای انجام خرید سهامشان در نقاط کف (Buying on dips) باشند و همچنین به بازار در زمانی که شاخص به حد طمع رسیده، به‌عنوان بازاری که در آن سهام، بیش از اندازهٔ خود ارزش‌گذاری شده‌اند، نگاه کند.

انتقادات از شاخص ترس و طمع

منتقدان ارزش شاخص ترس و طمع را به‌عنوان یک ابزار تحقیق برای سرمایه‌گذاری پایین می‌آورند. آن‌ها به این شاخص به‌عنوان یک سنجه از میزانِ فعالیتِ عمدهٔ سرمایه‌گذارانِ در بازار، نگاه می‌کند.

آنان معتقدند که استراتژی خرید و نگهداری (Buy-and-hold strategy) بهترین روش برای سرمایه‌گذاری در دارایی‌ها می‌باشد و نگران این هستند که ابزارهایی مانند شاخص ترس و طمع، سرمایه‌گذاران را به انجام معاملات متناوب در بازار سهام تشویق کند. همچنین طبق تاریخچهٔ معاملات، آن‌ها می‌گویند که چنین روش معامله‌ای باعث ایجاد سود کمتری برای معامله‌گران خواهد شد.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه آخرین روزی است که قراردادهای مشتقه، مانند قراردادهای اختیار معامله و یا قراردادهای آتی، معتبر می‌باشد. در این روز یا روز قبل از آن، سرمایه‌گذاران باید تصمیم خود را در مورد این قراردادها گرفته باشند. قبل از منقضی شدن یک قرارداد اختیار معامله، صاحبان آن می‌توانند آن را اعمال کنند، معامله را ببندند و سود یا زیان را کسب نمایند؛ و یا اجازه بدهند تا قرارداد به‌شکلی بی‌ارزش منقضی شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه برابر با روز آخری است که این قراردادها معتبر می‌باشند. پس از آن، این قراردادها منقضی می‌شوند.
  • بسته به‌نوع قراردادهای مشتقه، رسیدن به تاریخ انقضا می‌تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد.
  • صاحبان قراردادهای اختیار خرید می‌توانند از بین گزینه‌های الف- اعمال کردن این قراردادها و کسب سود یا زیان. ب- اجازه دادن به این قراردادها برای منقضی شدن بدون اعتبار، یکی را انتخاب کنند.
  • صاحبان قراردادهای آتی می‌توانند تصمیم‌گیری در مورد این قراردادها را به تاریخی در آینده موکول کرده و یا موقعیت معاملاتی‌شان را ببندند و تعداد دارایی‌ها و یا کالاهای توافق شده را بدست بیاورند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد اختیار معامله خرید می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟» دیدن نمایید.

مبانی تاریخ‌های انقضا

تاریخ‌های انقضا، همان‌طور که از نام‌شان برمی‌آید؛ بسته به‌نوع مشتقاتی که معامله می‌شوند متفاوت می‌باشند. تاریخ انقضا برای قراردادهای اختیار معامله (مرجع) در ایالات متحده آمریکا معمولاً سومین روز جمعهٔ ماهی می‌باشد که در آن این قرارداد اختیار خرید، منقضی می‌گردد. در ماه‌هایی که روز جمعه روزی تعطیل است، تاریخ انقضا به روز پنج‌ شنبه قبل از آن جمعه منتقل می‌شود. زمانی که یک قرارداد اختیار معامله (Option contract) و یا یک قرارداد آتی (Future contracts) از تاریخ انقضای خود گذر می‌کند، قرارداد بی‌ارزش و بی‌اعتبار می‌گردد. آخرین روزی که می‌توان این قرارداد اختیار معامله را مبادله نمود؛ روز جمعه و پیش از منقضی شدن آن قرارداد است. بنابراین، ‌معامله‌گران باید انتخاب کنند که می‌خواهند چه کاری با قرارداد اختیار معامله‌شان در آخرین روز معاملاتی انجام دهند.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

برخی از قراردادهای اختیار معامله، بندی در مورد اعمال شدن خودکار (Automatically exercised) دارند. این قراردادهای اختیار معامله به‌صورت خودکار در صورت برابر بودن با قیمت توافق شده در تاریخ انقضا (In the money – OTM)، اجرایی می‌گردند. اگر یک ‌معامله‌گر نخواهد که این قراردادها اجرایی گردند، باید این معامله را بسته و از آن در آخرین روز معاملاتی خارج شوند. قراردادهای اختیار معامله شاخص‌ها همچنین در سومین جمعه ماهی که تاریخ انقضا در آن قرار دارد، منقضی می‌شوند. شایان ذکر است این روز، آخرین روز معاملاتی در معاملات قراردادهای اختیار معامله آمریکایی می‌باشد. در قراردادهای اختیار معامله اروپایی، آخرین معاملات، به‌طور معمول در روز قبل از روز انقضا انجام می‌شوند.

انقضای قراردادهای اختیار معامله و ارزش قراردادهای اختیار معامله

به‌طور کلی، هرچه سهامی ‌تاریخ بیشتری تا انقضایش باقی مانده باشد، زمان بیشتری برای رسیدن به قیمت ورودیش دارد و در نتیجه ارزش زمانی (Time value) آن بیشتر است.

دو نوع از قراردادهای اختیار معامله وجود دارند: قراردادهای اختیار معامله خرید (Call options) و قراردادهای اختیار معامله فروش (Put options). قراردادهای اختیار معامله خرید به نگهدارندهٔ آن‌ها این حق (و نه الزام) را می‌دهند تا سهام را در صورت رسیدن به قیمت خاصی، با قیمت ورودی (strike price) توافق شده خریداری نمایند. البته این شرط، باید قبل از تاریخ انقضای این قراردادها اعمال شود. قراردادهای اختیار معامله فروش به خریدار ‌آن‌ها این حق (و نه الزام را) می‌دهند تا سهام را در صورت رسیدن به حد مشخصی از قیمت پیش از تاریخ انقضا، با سطح قیمتی ورودی به فروش برسانند.

به‌همین دلیل است که تاریخ انقضا برای ‌معامله‌گران قراردادهای اختیار معامله بسیار مهم می‌باشد. در واقع مفهوم زمان است که به قراردادهای اختیار معامله ارزش می‌دهد. پس از منقضی شدن قراردادهای اختیار خرید و یا قراردادهای اختیار فروش، ارزش زمانی نیز دیگر وجود نخواهد داشت. به‌بیان دیگر، زمانی که یک مشتقات به تاریخ انقضای خود می‌رسد، دیگر سرمایه‌گذار هیچ حقی را نسبت به مالکیت این قرارداد اختیار خرید و یا اختیار فروش نخواهد داشت.

نکته مهم: تاریخ انقضای یک قرارداد اختیار معامله، تاریخ و زمانی است که آن قرارداد را کاملاً بی‌اثر می‌کند. این موضوع نباید با آخرین روزی که امکان معاملهٔ آن قرارداد اختیار معامله وجود دارد، اشتباه گرفته شود.

تاریخ انقضا و ارزش قراردادهای آتی (futures value)

قراردادهای آتی دارای تفاوت‌هایی با قراردادهای اختیار معامله می‌باشند. یکی از این تفاوت‌ها آن است که قراردادهای آتی که ارزش‌شان از ارزش تعیین‌شده نیز کمتر است، همچنان پس از تاریخ انقضا نیز دارای ارزش خود می‌باشد. برای مثال، یک قرارداد نفت نشان‌دهندهٔ تعداد بشکه‌های نفت می‌باشد. اگر یک ‌معامله‌گر این قرارداد آتی را تا تاریخ انقضای آن نگهداری کند، احتمالاً به این دلیل خواهد بود که او می‌خواهد خرید انجام دهد و یا اینکه مقدار نفتی که در این قراردادها ذکر شده است را بفروشد. بنابراین قراردادهای آتی به‌صورت بی‌ارزش منقضی نمی‌گردند، و طرفین قرارداد نسبت به‌یکدیگر و انجام تعهداتشان، متعهد می‌باشند. کسانی که نمی‌خواهند این تعهدات را انجام دهند، باید از معامله خارج شده و یا معامله را تا پیش از آخرین روز قابل معامله این قراردادها ببندند.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

قراردادهای آتی که دارای تاریخ انقضا می‌باشند باید در روز انقضا و یا روز پیش از آن بسته شود، که معمولاً به آن (آخرین روز قابل معامله) نیز اطلاق می‌گردد. تا بتوان مقدار سود یا زیان را بدست آورد. از سویی دیگر، ‌آن‌ها می‌توانند این قراردادها را نگه دارند و از کارگزاری درخواست کنند تا دارایی‌های پایه ذکر شده در این قراردادها را طبق قرارداد بفروشند و یا بخرند. ‌معامله‌گران خُرد معمولاً این کار را انجام نمی‌دهند، اما بسیاری از این کسب‌وکارها به انجام این کار می‌پردازند. برای مثال، یک تولیدکنندهٔ نفت از قراردادهای آتی برای فروش نفت خود استفاده می‌کند. ‌معامله‌گران قراردادهای آتی همچنین می‌توانند از موقعیت معاملاتی خود خارج شوند (roll the position). این به‌معنی بستن معاملهٔ کنونی است، و در این حالت یک جایگزینی فوری در این معامله پیش از رسیدن به تاریخ انقضا رخ می‌دهد.

مشتقات قابل معامله در بازار بورس به چه معنایی می‌باشد؟

مشتقات قابل معامله در بازار بورس به چه معنایی می‌باشد؟

مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس قراردادهای مالی می‌باشند که در بازارهای بورس تنظیم‌شده لیست ‌شده‌اند و بر روی ‌آن‌ها معاملاتی انجام می‌شود. به‌طور ساده، این مشتقات هستند که در بازارهای بورس و به‌شکلی تنظیم‌شده مورد تبادل و معامله قرار می‌گیرند. مشتقات قابل معامله در بازار بورس در بین ‌معامله‌گران بسیار محبوب ‌شده‌اند زیرا که مزیت‌های بیشتری نسبت به مشتقات قابل معامله در بازار فرابورس (Over the counter – OTC) را دارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس چیست؟» دیدن نمایید.

از این مزیت‌ها می‌توان به استاندارد بودن (Standardization)، قابلیت نقدشوندگی بالا (Liquidity)، و حذف ریسک عدم پرداخت تعهدات (Default risk) اشاره کرد. قراردادهای آتی و قراردادهای اختیار معامله از محبوب‌ترین مشتقات قابل معامله در بازار بورس می‌باشند. مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس می‌توانند به‌عنوان یک محافظ و یا برای ‌معامله‌گری در طیف وسیعی از دارایی‌های مالی مانند کالاها (Commodities)، دارایی‌ها (Equities)، ارزها (Currencies) و یا حتی نرخ‌های بهره (Interest rates) مورد استفاده قرار گیرند.

قراردادهای آتی چیست؟

نکات کلیدی:

  • مشتقات قابل معامله در بازار بورس قراردادهای استاندارد شده هستند که در بازارهای بورس مورد معامله قرار می‌گیرند که خود ‌آن‌ها نیز از مؤسسات تهاتری سرچشمه گرفته‌اند و ضمانت شده می‌باشند.
  • یک ویژگی اصلی از مشتقات قابل معامله در بازار بورس، که بسیاری از سرمایه‌گذاران را به سمت خود جذب می‌کند گارانتی شدن ‌آن‌ها توسط مؤسسات تهاتری می‌باشد. از این مؤسسات می‌توان به شرکت تهاتری قراردادهای اختیار معامله Options learing Corporation – OCC و یا CFTC اشاره کرد که باعث کاهش ریسک این قراردادها می‌شوند.
  • مشتقات قابل معامله در بازار بورس در بورس‌ها لیست ‌شده‌اند، مانند هیأت تبادل قراردادهای اختیار معامله شیکاگو (Chicago Board Options Exchange – CBOE) و یا بازار بورس بازرگانی نیویورک (New York Mercantile Exchange – NYMEX) که بر این بازارها توسط قانون‌گذارانی مانند کمیسیون‌های سهام و اوراق بهادار (Securities and Exchange commission) نظارت صورت می‌گیرد.

هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو چیست؟

توضیحاتی در مورد مشتقات قابل معامله در بازار بورس

مشتقات قابل معامله در بازار بورس می‌توانند قراردادهای اختیار معامله (option contracts) قراردادهای آتی (future contracts) و یا قراردادهای مالی باشند که در بازارهای بورس نظارت شده و لیست شده‌ای مانند بورس بازرگانی شیکاگو (Chicago Mercantile Exchange – CME)، بورس سهام بین‌الملل (International Securities exchange – ISE)، بورس بین قاره‌ای (Intercontinental Exchange – ICE)، و بورس (London international financial futures and options exchange – LIFFE) در لندن، معامله می‌شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو چیست؟» دیدن نمایید.

مشتقات قابل معامله در بازار بورس برخلاف انواع قابل معامله در خارج از این بازارها، مناسب سرمایه‌گذاران خُرد می‌باشند. گم شدن در پیچیدگی‌های لوازم استفاده شده و طبیعت پیچیده بازارهای خارج از بورس به‌آسانی امکان‌پذیر می‌باشد. با در نظر گرفتن این موارد، مشتقات قابل معامله در بازار بورس دارای دو مزیت بزرگ می‌باشند:

 استاندارد بودن

این بورس‌ها دارای مقررات و مشخصاتی استانداردشده برای قراردادهای مشتقه هستند، که این خود کارِ سرمایه‌گذار را برای در نظر گرفتن مقدار قراردادهایی که می‌تواند بخرد و یا بفروشد آسان‌تر می‌کند. هر قرارداد منفرد همچنین مبلغی متعادل دارد تا برای سرمایه‌گذاران کوچک نیز امکان استفاده از این قراردادها وجود داشته باشد.

 حذف ریسک عدم پرداخت تعهدات

بورس مشتقات به‌عنوان طرف مقابل، ایفای نقش می‌کند. بنابراین این بورس‌ها در هر معامله، که شامل معاملات مشتقات در بازار نیز می‌شوند؛ می‌تواند نقش خریدار را برای هر فروشنده یا نقش فروشنده را برای هر خریداری ایفا کند. این خود باعث از بین رفتن ریسک طرف مقابل می‌گردد و همچنین طرف فروشنده و یا خریدار، از این موضوع مطمئن است که خریدار یا فروشنده دیگر، تعهدات خود را به‌صورت کامل به انجام می‌رساند.

یک ویژگی تعیین‌کننده دیگر در مشتقات قابل معامله (مرجع) در بازارهای بورس، ویژگی Market to Market می‌باشد که در آن، میزان افزایش ارزش و یا کاهش ارزش هر قرارداد مشتقات به‌صورت روزانه محاسبه می‌گردد. اگر یک مشتری دچار زیان شد و این زیانِ او از حاشیهٔ مارجینی نیز بیشتر شد، او باید مقدار سرمایهٔ مورد نیاز برای حساب را دوباره تأمین نماید وگرنه با ریسک فروخته شدن قرارداد مشتقه‌اش توسط شرکت به‌منظور باز شدن دوبارهٔ حساب او و جبران زیان‌ها، مواجه خواهد بود.

 مشتقات قابل معامله در بازار بورس و مؤسسات سرمایه‌گذاری

مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس مورد توجه بیشتر مؤسسات بزرگ سرمایه‌گذاری نیستند زیرا ‌آن‌ها دارای ویژگی‌های زیادی می‌باشند که ‌آن‌ها را برای سرمایه‌گذاران کوچک جذاب‌تر می‌کند. برای مثال، قراردادهای استاندارد شده برای مؤسساتی که حجم‌های معاملاتی بالایی دارند جذاب نمی‌باشد، زیرا مقدار ارزش فرضی (notional value) مشتقات قابل معامله در بازار بورس کم بوده و همچنین ‌آن‌ها از مقدار سفارشی‌سازی کمتری نیز برخوردارند. مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس همچنین به‌صورت کامل شفاف می‌باشند، که این ممکن است برای مؤسسات بزرگی که به‌طور کلی علاقه دارند تا میزان سرمایه‌گذاری‌هایشان و همچنین قصد ‌آن‌ها از این سرمایه‌گذاری به‌طور عمومی‌ و یا برای رقبایشان فاش نشود، یک عامل بازدارنده بزرگ محسوب می‌شود. مؤسسات سرمایه‌گذاری علاقه دارند تا به‌طور مستقیم با صادرکنندگان و یا بانک‌های سرمایه‌گذاری به‌منظور انجام سرمایه‌گذاری‌هایی که برایشان مطلوب است و مقدار ریسک به سود (risk and reward profile) مدنظرشان را به‌همراه می‌آورد، همکاری کند.

بورس چیست؟

بورس چیست؟

بورس به بازاری ‌اطلاق می‌شود که در آن سهام، کالاها، مشتقات و دیگر ‌ابزارالات مالی در آن معامله می‌گردند. هدف اصلی فعالیت بورس تضمین معامله‌ٔ منصفانه و بر اساس ترتیب و همچنین انتشار اطلاعات قیمتی به‌صورت بهینه بین فعالان در بازار می‌باشد.

بورس به شرکت‌ها‌، دولت‌ها‌ و دیگر افراد، پلتفورمی می‌دهد که می‌توانند به وسیلهٔ آن سهام‌ها‌یشان را به فروش رسانیده و یا سهام شرکت‌ها‌ی دیگر را خریداری نمایند.

نکات کلیدی بورس:

  • بورس به‌عنوان یک بازاری شناخته می‌شود که در آن سهام، کالاها، مشتقات و دیگر ‌ابزارالات مالی مورد معامله قرار می‌گیرند.
  • شرکت‌ها ممکن است از بورس به‌عنوان منبعی برای کسب سرمایه استفاده کنند.
  • یک شرکت باید حداقل چهار میلیون دلار سهم را بین سهامداران پخش کرده باشد تا بتواند وارد لیست بازار بورس نیویورک شود.
  • بیش از 80 درصد معاملات انجام شده در بازار بورس نیویورک به‌صورت کاملاً الکترونیکی انجام می‌شوند.
  • بازار بورس نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) از سال 1792 به فعالیت مشغول است.

توضیحاتی در مورد بورس

بورس چیست؟

بورس به بازاری ‌اطلاق می‌شود که در آن سهام، کالاها، مشتقات و دیگر ‌ابزارالات مالی در آن معامله می‌گردند. هدف اصلی فعالیت بورس تضمین معامله‌ٔ منصفانه و بر اساس ترتیب و همچنین انتشار اطلاعات قیمتی به‌صورت بهینه بین فعالان در بازار می‌باشد. بورس به شرکت‌ها‌، دولت‌ها‌ و دیگر افراد، پلتفورمی می‌دهد که می‌توانند به وسیلهٔ آن سهام‌ها‌یشان را به فروش رسانیده و یا سهام شرکت‌ها‌ی دیگر را خریداری نمایند.

یک بازار بورس ممکن است یک مکان فیزیکی باشد که در آن معامله‌گران یکدیگر را به‌منظور انجام معاملات ملاقات می‌کنند و یا می‌تواند یک پلتفورم الکترونیکی باشد.

می‌توان به بورس نام‌ها‌یی مانند محلِ دادوستد اوراق بهادار (Share Exchange) را نیز داد. بورس‌ها‌ در بیشتر کشورهای جهان وجود دارند.

اوراق قرضه دولتی چیست؟

از بورس‌ها‌ی برجستهٔ دنیا می‌توان به بورس نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE)، بورس نزدک (NASDAQ)، بورس لندن (London Stock Exchange – LSE)، و همچنین بورس توکیو (Tokyo Stock Exchange – TSE) نیز اشاره کرد.

بورس‌ها‌ی الکترونیکی

در دههٔ اخیر، معاملات به‌صورتی کاملاً الکترونیکی انجام شده‌اند. الگوریتمِ دقیقِ پیدا کردنِ جفت‌قیمت‌ها‌یِ برابر خریدوفروش به کاربران این اطمینان را می‌دهد که معاملات به‌صورت کاملاً منصفانه انجام می‌شوند و به همین دلیل، نیازی به حضور کاربران در یک مرکز معاملات بورسی وجود ندارد. که از این مرکز تحت عنوان (Trading floor) نیز نام برده می‌شود.

بورس چیست؟

در دههٔ اخیر، معاملات به‌صورتی کاملاً الکترونیکی انجام شده‌اند. الگوریتمِ دقیقِ پیدا کردنِ جفت‌قیمت‌ها‌یِ برابر خریدوفروش به کاربران این اطمینان را می‌دهد که معاملات به‌صورت کاملاً منصفانه انجام می‌شوند و به همین دلیل، نیازی به حضور کاربران در یک مرکز معاملات بورسی وجود ندارد.

اهمیت این دستاورد تکنولوژیکی به‌خصوص در دورانِ همه‌گیری ویروس کووید 19 بر همگان ثابت شد و این اجازه را به فعالان داد تا بتوانند در بازار بورس نیویورک و همهٔ بورس‌ها‌ی مهم دیگر در جهان به فعالیت بپردازند.

عملیات‌ مورد نیاز این بازار‌ها توسط پرسنل این سازمان‌ها‌ و از طریق کار آن‌ها به‌طور کامل از خانه انجام شد. عملیات‌ روزانه معمولاً بر روی چندین شبکه بورسی انجام می‌شود.

بروکر چیست؟

با وجود اینکه برخی از دستورهای معاملاتی ممکن است در یک فضای فیزیکی مانند بازار بورس نیویورک پردازش شوند، اما اکثریت معاملات به‌طور کامل به‌صورت الکترونیکی انجام می‌شوند و به همین دلیل نیازی به‌هیچ مکان فیزیکی ندارند.

این روند خود باعث شکل‌گیری برنامه‌ها‌ی معامله‌گری (trading programs) شده است که از الگوریتم‌ها‌ی پیچیده برای معامله در بازارهای بورس استفاده می‌کنند.

موارد مورد نیاز کمپانی‌ها‌ جهت قرار گرفتن در لیست بازارهای بورس

هر بازار بورس شامل لیست به‌خصوص خود می‌باشد که هر شرکتی که مایل به ورود به آن بورس است، باید واجد آن شرایط باشد تا بتواند سهام خود را برای معامله شدن در بازار ارائه نماید.

برخی از بازارهای بورس نسبت به بازارهای دیگر در این موارد سخت‌گیرتر عمل می‌کنند، اما بیشتر نیازمندی‌ها‌ی درخواست‌شده از شرکت‌ها در بورس‌های مختلف‌ با یکدیگر مشابه می‌باشند که شامل گزارش‌ها‌ی مداوم مالی، گزارش‌ها‌ی درآمد حسابرسی‌شده، و همچنین مقدار حداقلی‌ای از سرمایه است.

برای مثال، بازار بورس نیویورک لیست نیازمندی‌ها‌ی کلیدی و پایه‌ای دارد که تصریح می‌کند، یک شرکت باید حداقل چهار میلیون دلار سرمایه در دست سهامداران خود داشته باشد (Shareholders’ equity) تا بتواند وارد لیست این بازار شود.

بازارهای بورس امکان دسترسی به سرمایه را فراهم می‌کنند

یک بازار بورس می‌تواند به‌عنوان محلی برای کسب سرمایه برای شرکت‌ها‌یی که به دنبال رشد و گسترش فعالیت‌ها‌یشان هستند مورد استفاده قرار گیرند.

اولین فروش سهام یک شرکت خصوصی به عموم تحت عنوان عرضه اولیه عمومی (Initial Public offering – IPO) ‌شناخته می‌شود.

شرکت‌ها‌یی که در لیست بازار بورس قرار گرفته‌اند معمولاً دارای مشخصات قابل توجه‌تری نسبت به شرکت‌ها‌ی همتای خود می‌باشند.

مشاور مالی کیست؟

این شرکت‌ها‌ برای جذب مشتریان جدید، بیشتر در دید عموم قرار دارند و همچنین می‌توانند کارمندانی با استعدادتر، و همچنین تأمین‌کنندگان مواد اولیه‌ای که قصد همکاری با یکی از رهبران این حوزه صنعتی را دارند به‌همکاری با خود جذب نمایند.

شرکت‌ها‌ی خصوصی معمولاً بر سرمایه‌گذاری‌ها‌ی ریسکی اتکا می‌کنند، و این معمولاً باعث می‌شود که آن‌ها کنترل فعالیت‌ها‌ی عملیاتی خود را از دست بدهند.

برای مثال، یک شرکت سرمایه‌گذاری (Seed Funding) ممکن است برای انجام سرمایه‌گذاری درخواست‌شده، درخواست حضور یک نماینده به‌صورت دائم در هیأت مدیره را داشته باشد. از سویی دیگر، شرکت‌ها‌یی که در لیست بازارهای بورس ثبت شده‌اند کنترل و خودرأیی بیشتری به دلیل وجود سرمایه‌گذارانی که سهام آن‌ها را با حقوق محدود خریده‌اند دارند.

مثال‌ها‌ی واقعی از بازار‌های بورس

بازار بورس نیویورک، که تحت عنوان بازار وال استریت نیز شناخته می‌شود؛ به‌عنوان مشهورترین بورس دنیا که در خیابان وال استریت در منطقه منهتن شهر نیویورک قرار دارد، شناخته می‌شود.

این بازار سابقهٔ فعالیت از سال 1792 میلادی را دارد. بورس نیویورک انجام معاملات سهام به شکل مزایده (Auction format) را انجام می‌دهد و از روزهای دوشنبه تا جمعه از ساعت 9:30 صبح تا 04:00 بعدازظهر به‌وقت نیویورک فعالیت می‌کند.

به‌طور تاریخی، کارگزاری‌ها از طریق اعضای بازارهای بورس نیویورک استخدام شدند تا معاملات را با انجام مزایده‌های سهامی، ‌آسان‌تر کنند.

این روند شروعی بر پیدایش پروسه‌ها‌ی خودکار در دهه 90 میلادی شد و تا سال 2007، تقریباً تمام سهام‌ها‌یی که در بازار بورس نیویورک موجود بودند به‌صورت الکترونیکی مبادله می‌شدند. تنها برخی از سهام‌ها‌ وجود دارند که در این مورد استثناء محسوب می‌شوند و شایان ذکر است که این سهام‌ها‌، قیمت‌ها‌ی بسیار بالایی دارند.

تا سال 2005، تنها افراد دارای جایگاه در بازار بورس نیوروک می‌توانستند که به‌صورت مستقیم به معامله در بورس بپردازند. این جایگاه‌ها امروزه به‌صورت یک ساله اجاره داده می‌شوند.

بعد از درک بورس بهتر است در مورد تحلیل تکنیکال و تحلیل مالی نیز اطلاعاتی کسب نمایید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال مقاله آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست؟» و «تحلیل مالی چیست؟» را مطالعه بفرمایید.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک الگوی شمعی ستاره عصرگاهی، الگویی نموداری می‌باشد که ‌تحلیل‌گران تکنیکال از آن به‌منظور تشخیص زمان برگشت روند (Trend Reversal) استفاده می‌کنند. این الگو یک الگوی کندلی نزولی بوده و شامل سه کندل می‌باشد: یک کندل بزرگ صعودی سفید یا سبز، یک کندل با بدنه کوچک (Small bodied candlestick) و در نهایت یک کندل نزولی مشکی یا قرمز.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوهای نموداری می‌توانید از مطلب آموزشی «مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال» دیدن نمایید.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی معمولاً در بالای یک روند صعودی قیمتی دیده می‌شوند، که نشان از تغییر جهت روند صعودی و رسیدن آن به پایان احتمالی خود دارد. نقطهٔ عکس الگوی شمعی ستاره عصرگاهی، الگوی شمعی ستاره صبحگاهی می‌باشد (Morning Star) که به‌عنوان یک نشانگر صعودی در بازار شناخته می‌شود.

نکات کلیدی:

  • یک الگوی شمعی ستاره عصرگاهی، توسط ‌تحلیل‌گران تکنیکال برای پیش‌بینی آیندهٔ قیمتی و افتِ قیمت‌ها استفاده می‌شود.
  • با وجود این که این الگوها کمیاب می‌باشند، اما اندیکاتور تکنیکالی قابل اتکایی به‌شمار می‌روند.
  • الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در مقابل الگوی شمعی ستاره صبحگاهی قرار می‌گیرد. یکی از این دو الگو (ستاره عصرگاهی) الگوی نزولی بوده و دیگری یک اندیکاتور صعودی محسوب می‌شود.

الگوهای ستاره عصرگاهی چگونه کار می‌کنند؟

یک الگوی کندلی، روشی فشرده می‌باشد که اطلاعات را در مورد قیمت سهام به‌نمایش می‌گذارد. به‌خصوص، این الگوها قیمت‌های باز شدن (opening price) بالاترین قیمت طی روز (high) پایین‌ترین قیمت طی روز (low) و قیمت بسته‌شدن سهم (closing price) را در دورهٔ زمانی مد نظر نمایش می‌دهند.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در تحلیل تکنیکال چیست؟

هر کندل شامل یک بدنه و دو سایه (فتیله – Wick) می‌باشد. طول کلی کندل‌ها بستگی به‌محدودهٔ بالاترین و پایین‌ترین قیمت در طی روز دارد. یک کندل با بدنهٔ بلند نشان‌دهنده یک تغییر بزرگ در قیمت می‌باشد، در حالی که کندلی با بدنهٔ کوچک نشان‌دهندهٔ تغییرات کوچکی در قیمت می‌باشد. به‌بیان دیگر، کندل‌های بلند نشان‌دهندهٔ شدت فشار خرید (Buying Pressure) یا فشار فروش (Selling Pressure) در بازار هستند، که البته بستگی به‌جهت روند نیز دارند. در همین حین، کندل‌هایی با بدنهٔ کوچک نشان‌دهندهٔ حرکات کوچک و کوتاه قیمتی می‌باشند.

روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی ستارهٔ عصرگاهی به‌عنوان یک اندیکاتور قدرتمند در مورد افت قیمت‌ها در آینده شناخته می‌شود. این الگو طی سه‌روز شکل می‌گیرد، که در روز اول شاهد یک کندل با بدنهٔ سفید بزرگ هستیم که این کندل به ما ادامهٔ صعود قیمت را نشان می‌دهد. در روز دوم یک کندل کوچک‌تر را می‌بینیم که در این روز شاهد افزایش کمتری در قیمت هستیم. در روز سوم، یک کندل با بدنهٔ بزرگ مشکی (و یا قرمز – بسته به تنظیمات نمودار) می‌بینیم که در این کندل، قیمت در سطحی پایین‌تر از سطح دیروز باز شده و در سطح قیمتی در حدود میانهٔ کندل روز اول بسته شده است.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی به‌عنوان یک اندیکاتور معتبر که به‌خوبی روند نزولی را پیش‌بینی می‌کند شناخته می‌شود. هر چند، امکان تشخیص آن به دلیل وجود نویز در اطلاعات قیمت سهام ممکن است سخت باشد. برای کمک به تشخیص میزان اعتبار این الگو، ‌معامله‌گران معمولاً از نوسانگرهای قیمتی (Price Oscillators) و خطوط روند (Trend lines) به‌عنوان تأییدیه‌ای برای بررسی وقوع  الگوی شمعی ستاره عصرگاهی استفاده می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد خطوط روند می‌توانید از مطلب آموزشی «خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

با وجود محبوبیت بسیار زیاد این الگو در بین ‌معامله‌گران، الگوی شمعی ستاره عصرگاهی تنها الگوی نشان‌دهنده روند نزولی نمی‌باشد. دیگر الگوهای کندلی نشان‌دهنده روند نزولی شامل الگوی هارامی نزولی (Bearish Harami) الگوی ابر تیرهٔ پوشاننده (Dark cloud cover) الگوی شمعی ستارهٔ دنباله‌دار (Shooting star) و همچنین الگوی پوشانندهٔ نزولی (Bearish engulfing pattern) می‌باشند. ‌معامله‌گران برحسب نیازهایشان الگوهای مدنظر خود را انتخاب می‌کنند و منتظر رصد آن‌ها برای بررسی تغییر روند می‌مانند.

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

نکتهٔ مهم: در بررسی بازار سهام، ما شاهد دو روش اصلی تحلیل بازار هستیم: 1. تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) و 2. تحلیل تکنیکال (Technical Analysis). روش بنیادی بر عملکرد کمپانی‌ها، مانند میزان فروش آن‌ها و یا درآمد خالص‌شان و همچنین دیدگاه‌ها در مورد آیندهٔ شرکت بستگی دارد. تحلیل تکنیکال اما بر الگوهای قیمتی وابسته‌اند که نشان‌دهندهٔ آینده قیمت سهم می‌باشند.

مثال‌های واقعی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی

نمودار زیر نشان‌دهندهٔ مثالی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی می‌باشد:

مثال‌های واقعی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی

مثال‌های واقعی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی

منبع: Investopedia

همان‌طور که می‌بینید، در سه‌روزِ مشخص‌شده در نمودار، شاهد یک کندل با بدنهٔ سفید بزرگ هستیم که بیانگر حرکت قابل توجه قیمت به بالا و همچنین فشار خرید در بازار می‌باشد. در روز دوم همچنین شاهد افزایش در قیمت‌ها بوده‌ایم، اما این افزایش قیمتی به‌طور واضح از روز قبلی کمتر می‌باشد. و در پایان، شاهد کندلی در روز سوم هستیم که دارای بدنهٔ قرمز کشیده‌ای بوده و نشان‌دهندهٔ فشار فروش در بازار است. قیمت بسته شدن آن، محدوده‌ای در حدود میانه‌ای کندل روز اول می‌باشد.

همهٔ نشانه‌های فوق این تأییدیه را به ما می‌دهند که یک الگوی شمعی ستاره عصرگاهی رخ داده است. ‌تحلیل‌گران تکنیکالی که سهم فوق را معامله می‌کردند باید به‌خروج از معامله و یا ورود به معاملات فروش در روزهای آینده بیاندیشند.

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی (European Option) یک نسخه از قراردادهای اختیار خرید می‌باشد که اجرا شدن آن محدود به تاریخ ‌سررسید ‌آن‌ها می‌باشد.

به‌بیانی دیگر، اگر دارایی پایهٔ این قرارداد مانند یک سهم به یک سطح قیمت خاص حرکت کند، ‌سرمایه‌گذار قادر نخواهد بود که این قرارداد اختیار معامله را زودتر از تاریخ ‌سررسیدش اعمال کند و نمی‌تواند که سهام را دریافت کرده و یا ‌آن‌ها را به فروش برساند. بلکه، قرارداد اختیار معامله خرید و یا فروش تنها در تاریخ ‌سررسیدشان قابل اعمال شدن هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟» دیدن نمایید.

یک نسخهٔ دیگر از قراردادهای اختیار معامله، قراردادهای اختیار معامله آمریکایی (American Options) هستند، که این قراردادها را می‌توان در هر زمانی و با هر فاصله‌ای نسبت به تاریخ ‌سررسید اعمال کرد.

نام این دو نوع قرارداد اختیار معامله خرید نباید با موقعیت جغرافیایی ‌آن‌ها اشتباه گرفته شوند، زیرا که این نام‌ها تنها نشان‌دهندهٔ حقوق ذکر شده در هر یک از این قراردادها می‌باشند.

توضیحاتی در مورد قراردادهای اختیار معامله اروپایی

قراردادهای اختیار معامله اروپایی بازهٔ زمانی‌ای را تعیین می‌کند که در طی ‌آن نگه‌دارندهٔ قرارداد می‌تواند حقوق ذکر شده در قرارداد را اعمال کند.

حقوق ذکر شده در قرارداد اختیار معامله شامل خرید دارایی پایه و یا فروش دارایی‌های پایه با قیمتی از پیش تعیین‌شده – یا همان قیمت ورودی، Strike Price – می‌باشد.

در قراردادهای اختیار معامله اروپایی، دارندهٔ قرارداد تنها می‌تواند از حقوق قرارداد در تاریخ ‌سررسید و یا روز انقضای این قرارداد استفاده نماید.

به مانند دیگر انواع قراردادهای اختیار معامله، قراردادهای اختیار معاملهٔ اروپایی نیز شامل یک هزینهٔ پیشین – که با عنوان ‌هزینه کل، Premium – نیز شناخته می‌شوند، می‌باشند.

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

مهم است به یاد داشته باشید که ‌سرمایه‌گذاران معمولاً توانایی انتخاب بین خرید قرارداد اختیار معاملهٔ آمریکایی و یا قرارداد اختیار معاملهٔ اروپایی را ندارند.

سهام‌هایی مشخص و یا دارایی‌های معین تنها به شکل یکی از این دو نوع قرارداد اختیار معامله ارائه شده و به هر دو شکل ارائه نمی‌گردند. همچنین، بیشتر شاخص‌ها از قراردادهای اختیار معامله اروپایی استفاده می‌کنند. زیرا که مقدار عملیات حسابداری مورد نیاز برای محاسبات را در کارگزاری‌ها کاهش می‌دهد.

بسیاری از کارگزاری‌ها از مدل بلک شولز (Black Sholes Model -BSM) برای ارزش‌گذاری قراردادهای اختیار معامله اروپایی استفاده می‌کنند.

قراردادهای اختیار معاملهٔ شاخص اروپایی، معاملات را در روز پنجشنبه قبل از سومین جمعه ماه تاریخ ‌سررسید می‌بندند. این فاصله زمانی در معاملات این اجازه را به کارگزاری‌ها می‌دهد تا بتوانند دارایی‌های مستقل شاخص‌های پایه را ‌ارزش‌گذاری و ‌قیمت‌گذاری نمایند.

قیمت مورد توافق ناشی از این روند، در مواردی می‌تواند باعث سورپرایز شدن ما شود. سهام و دیگر اوراق ‌بهادار می‌توانند حرکات قابل‌توجهی را در فاصلهٔ زمانی بین قیمت بسته شدن روز پنجشنبه و بازشدن بازار در روز جمعه انجام دهند. همچنین، ممکن است انتشار قیمت توافق شده در بازار باز شده در روز جمعه، ساعت‌ها به طول بیانجامد.

قراردادهای اختیار معامله اروپایی به‌طور معمول ‌در خارج از بورس معامله می‌شوند (OTC – Over the counter) در حالی که قراردادهای اختیار معامله آمریکایی معمولاً به‌شکلی استاندارد و در بازارهای استاندارد شده معامله می‌گردند.

بورس چیست؟

نکات کلیدی:

  • قرارداد اختیار معاملهٔ اروپایی نسخه‌ای از قراردادهای اختیار معامله می‌باشد که تاریخ اعمال، حقوق ذکر شده در قرارداد را تنها به روز تاریخ ‌سررسید منتقل می‌کند.
  • با وجود اینکه قراردادهای اختیار معاملهٔ آمریکایی می‌توانند زودتر از ‌سررسید اعلام شده‌شان اعمال شوند. معمولاً شامل هزینه کل بیشتری نسبت به قراردادهای اختیار معاملهٔ اروپایی می‌باشند.
  • ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند قراردادهای اختیار معاملهٔ اروپایی را به بازار برگردانده و به فروش برسانند. ‌آن‌ها می‌توانند این کار را در تاریخی قبل از تاریخ ‌سررسید انجام دهند و می‌توانند از ‌هزینه کل دریافتی‌شان و ‌هزینه کلی که در ابتدا پرداخت کرده‌اند، در صورت بیشتر بودن ‌هزینه کل دریافتی، کسب سود نمایند.

قراردادهای اختیار معامله خرید و فروش اروپایی

قرارداد اختیار معاملهٔ خرید اروپایی به صاحب آن این آزادی را می‌دهد تا بتواند دارایی‌های پایه (underlying security) ذکر شده در آن قرارداد را در تاریخ ‌سررسیدش به‌دست بیاورد.

خریدار قرارداد اختیار معاملهٔ خرید در مورد دارایی پایه‌ای خوش‌بین است و انتظار دارد که قیمت بازاری آن در سطحی بالاتر از قیمت ورودی قرارداد اختیار معامله در تاریخ اعمال (تاریخ ‌سررسید قرارداد) معامله شود.

قیمت ورودی قرارداد اختیار معامله قیمتی است که در آن، قرارداد تبدیل به سهامی‌ از دارایی‌های پایهٔ خود می‌شود. برای یک معامله‌گر، جهت کسب سود از قرارداد اختیار معامله خرید، قیمت سهام باید در تاریخ ‌سررسید به‌اندازهٔ کافی بالاتر از قیمت ورودی باشد تا بتواند علاوه بر جبران ‌هزینهٔ کل پرداخت شده در ابتدای امر، سود را نیز برای معامله‌گر به ارمغان بیاورد.

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

یک قرارداد اختیار معامله فروش اروپایی به دارندهٔ آن این اجازه را می‌دهد تا دارایی‌های پایه‌اش را در تاریخ ‌سررسید به‌فروش برساند. یک خریدار قرارداد اختیار معامله فروش در مورد قیمت دارایی‌های پایه بدبین بوده و انتظار دارد که قیمت بازار در سطحی پایین‌تر از قیمت ورودی قرارداد اختیار معامله در تاریخ ‌سررسید معامله شود.

در این حالت ‌سرمایه‌گذار برای کسب سود از قرارداد اختیار معامله فروش، باید امیدوار باشد تا قیمت سهم در تاریخ انقضای قرارداد، به‌اندازهٔ کافی پایین‌تر از قیمت ورودی معامله شود تا بتواند علاوه بر جبران ‌هزینه کل (Premium) پرداخت شده، سودی را نصیب او بکند.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

بستن زودتر از موعد یک قرارداد اختیار معامله اروپایی

به‌طور معمول، اجرا کردن یک قرارداد اختیار معامله به معنی اعمال شدن حقوق ذکر شده در آن قرارداد اختیار معامله در قیمت ورودی می‌باشد.

هرچند، بسیاری از ‌سرمایه‌گذاران علاقه ندارند پایان تاریخ ‌سررسید قرارداد، قراردادهای اختیار معامله اروپایی‌شان را نگهداری کنند. به‌جای آن، ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند قراردادهای اختیار معامله‌شان را پیش از تاریخ ‌سررسید در بازار به فروش برسانند.

قیمت‌های قرارداد اختیار معامله بسته به حرکت و نوسان قیمت دارایی‌های پایه و همچنین زمان باقیمانده تا تاریخ انقضایشان ‌قیمت‌گذاری می‌شوند. هرچه قیمت سهام دارایی بالا و پایین برود، ارزش قرارداد اختیار معامله نیز افزایش و کاهش می‌یابد.

‌سرمایه‌گذاران می‌توانند در صورت بیشتر شدن ‌هزینهٔ کل قرارداد کنونی‌شان نسبت به قرارداد قبلی که امضا کرده‌اند، از قرارداد اختیار معامله خود خارج شوند. ‌سرمایه‌گذار در این حالت از ما به التفاوت هزینه کل دریافتی و هزینه کل پرداختیش سود بدست می‌آورد.

بستن یک قرارداد اختیار معامله تا قبل از تاریخ ‌سررسیدش، نشان می‌دهد که ‌معامله‌گر توانسته است سود یا زیان را در قرارداد شناسایی کند.

یک قرارداد اختیار معامله خرید می‌تواند به‌سرعت و در صورت افزایش قیمت سهام به‌نحوی چشمگیر فروخته شود و یا یک قرارداد اختیار معامله فروش می‌تواند در صورت افت قیمت‌ها به فروش گذاشته شود.

بستن قراردادهای اختیار معامله اروپایی زودتر از موعد، بسته به‌حالت غالب بر بازار دارد، همچنین علاوه بر آن؛ بسته به ارزش ‌هزینه کل پرداختی – و یا ارزش ذاتی – و همچنین ارزش زمانی قرارداد اختیار معامله نیز دارد.

مقدار زمان باقیمانده تا پیش از رسیدن تاریخ ‌سررسید یک قرارداد اختیار معامله را ارزش زمانی (Time Value) آن می‌نامند. ارزش ذاتی، ارزش قیمتی فرضی‌ای می‌باشد که بر طبق آن تعیین می‌گردد چه زمانی قرارداد با قیمتی بیش از قیمت واقعی خود، کمتر از قیمت واقعی خود و یا در قیمت واقعی خود در حال معامله شدن است.

این مقدار برابر با اختلاف قیمتیِ بین قیمت ورودی ذکر شده و قیمت بازاری دارایی پایه می‌باشد. اگر یک قرارداد اختیار معامله به تاریخ ‌سررسیدش نزدیک باشد، احتمال خریده شدن قرارداد از یک فروشنده در بازار پایین است، زیرا زمان کمی‌ تا اتمام زمان این قرارداد باقیمانده است. در این حالت، قرارداد اختیار معامله ارزشی برابر با ارزش ذاتیش خواهد داشت.

مقایسهٔ قراردادهای اختیار معامله اروپایی با قراردادهای اختیار معامله آمریکایی

با وجود اینکه قراردادهای اختیار معامله اروپایی می‌توانند تنها در تاریخ انقضایشان اعمال شوند، باید در نظر داشته باشیم که می‌توانیم قراردادهای اختیار معامله آمریکایی را در هر تاریخ مدنظری در بازهٔ زمانی بین خرید تا تاریخ ‌سررسید اعمال کنیم.

قراردادهای اختیار معامله آمریکایی به ‌سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهند تا بتوانند سود مورد نظرشان را به محض بالا رفتن قیمت سهام دارایی پایه و تا حد مورد انتظارشان کسب نمایند.

البته این بالارفتن قیمت، باید به‌اندازه‌ای باشد که برای ‌سرمایه‌گذار سودده باشد و این تنها زمانی رخ می‌دهد که قیمت سهام به قدری بالا رفته باشد که بتواند ‌هزینه کل پرداختی را نیز پوشش دهد.

‌سرمایه‌گذاران از قراردادهای اختیار معامله آمریکایی در سهامی که شرکت‌هایشان به صاحبان سهام سود می‌پردازند استفاده می‌کند. بدین طریق، ‌آن‌ها می‌توانند قراردادها را قبل از تاریخ بسته شدن سهام اعمال کنند.

تاریخ بسته شدن سهام (ex-dividend date) به مدت زمانی گفته می‌شود که تا آن موقع، یک سهامدار باید صاحب سهام آن شرکت می‌بوده تا بتواند سود سهام را دریافت نماید.

این سود سهام به‌صورت نقدی و یا اضافه‌سهام‌هایی به سهامداران پرداخت می‌شود. منعطف بودن قراردادهای اختیار معامله آمریکایی به ‌سرمایه‌گذاران این اجازه را می‌دهد تا بتوانند در زمانی صاحب سهام یک شرکت شوند که آن تاریخ، مشمول پرداخت سود سهام شود.

تفاوت بین ‌هزینه کل قراردادهای اختیار معامله آمریکایی و قراردادهای اختیار معامله اروپایی

انعطاف‌پذیری در استفاده از قراردادهای اختیار معامله آمریکایی هزینه‌هایی را نیز دربردارد. هزینهٔ بالاتر این قراردادهای اختیار معامله بدین معنی است که ‌سرمایه‌گذاران باید منتظر حرکت دارایی‌های پایه به سطحی فراتر از سطح قیمت ورودی باشد تا بتوانند سودی را کسب نمایند.

به جای استفاده از قراردادهای اختیار معامله آمریکایی برای ‌سرمایه‌گذارانی که قصد نگهداری از قرارداد اختیار معامله‌شان تا تاریخ ‌سررسید را دارند، این ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند از قراردادهای اختیار معامله اروپایی استفاده نمایند و هزینه کمتری را نیز بپردازند.

مزایا و معایب قراردادهای اختیار معامله اروپایی

مزایا:

  • قراردادهای اختیار معامله اروپایی ‌هزینه کل کمتری دارند.
  • قراردادهای اختیار معامله اروپایی به ‌معامله‌گر اجازه معامله قراردادهای اختیار معامله شاخص‌های بازار را می‌دهد.
  • این قراردادها می‌توانند تا پیش از تاریخ ‌سررسیدشان دوباره فروخته شوند.

معایب:

  • قیمت‌های توافق شده با تأخیر اعلام می‌شود.
  • نمی‌توان این قراردادها را در مورد دارایی‌های پایه زودتر از تاریخ اعلام شده، اعمال کرد.

مثال‌های واقعی از قراردادهای اختیار معامله اروپایی

یک ‌معامله‌گر یک قرارداد اختیار معامله ماه جولای شرکت سیتی گروپ (Citigroup Inc) را با قیمت ورودی 50 دلار خریداری می‌کند. ‌هزینه کل به‌ازای هر قرارداد 5 دلار می‌باشد – در صورتی که 100 سهم داشته باشیم – ‌هزینه کل ما به مبلغ 500 دلار می‌رسد.

در تاریخ انقضا، سهام شرکت سیتی در سطح 75 دلاری معامله می‌شوند. در این حالت، صاحب قرارداد اختیار معامله خرید این حق را دارد تا سهام را با قیمت 50 دلار خریداری نماید و سپس با فروش ‌آن‌ها، به میزان 25 دلار به‌ازای هر سهم سود کند.

البته با در نظر گرفتن ‌هزینه کل ابتدای قرارداد به ازای هر قرارداد 5 دلار، سود خالص برابر با 20 دلار به‌ازای هر قرارداد و یا 2000 دلار به‌صورت کلی می‌شود.

حال بیایید سناریوی دومی ‌را در نظر بگیریم که در آن سهام شرکت سیتی‌گروپ افت قیمتی تا سطح 30 دلار را تجربه می‌کند. این افت قیمتی درست در زمان انقضای تاریخ قرارداد اختیار معامله خرید رخ می‌دهد.

از آنجایی که در حال حاضر این سهام در قیمتی زیر 50 دلار معامله می‌گردند، قرارداد اختیار معامله اعمال نشده و به‌صورت بی‌ارزش منقضی می‌گردند. همچنین ‌سرمایه‌گذار در این حالت ‌هزینه کل پرداختی‌اش (مبلغ 500 دلار) را از دست داده است.

‌سرمایه‌گذار می‌تواند تا تاریخ ‌سررسید صبر کند تا سوددهی معامله انجام شده‌شان را مشخص کنند. و یا تلاش کنند که قرارداد اختیار معامله خرید را در بازار به فروش برسانند.

حال اینکه ‌هزینه کل دریافت شده برای فروش این قراردادهای اختیار معامله خرید برابر با مقدار اولیه پنج دلاری پرداخت شده جهت خرید ‌آن‌ها باشد یا خیر، بستگی به بسیاری از شرایط شامل شرایط اقتصادی، درآمدهای کمپانی، زمان باقیمانده تا تاریخ انقضای قرارداد اختیار معامله، و همچنین قیمت نوسان سهام در تاریخ فروش دارد.

پس باید بدانید که هیچ تضمینی وجود ندارد که ‌هزینه کل دریافت شده از فروش قرارداد اختیار معامله خرید شما تا قبل از تاریخ ‌سررسید بتواند مقدار پنج دلاری پرداخت شده برای خرید همین قرارداد را جبران نماید.

یورودلار چیست؟

یورودلار چیست؟

واژه یورودلار اشاره به ارزهای تخصیص داده شدهٔ ایالات متحده آمریکا به بانک‌های کشورهای خارجی و یا شعبه‌های خارجی بانک‌های آمریکایی دارد. به دلیل نگهداری شدن این ارزها در خارج از ایالت متحده، یورودلارها مشمول قوانین هیأت بانک مرکزی آمریکا (Federal Reserve Board) نمی‌شوند، که این قوانین شامل قوانین تصویب‌شده توسط بانک مرکزی می‌باشد. دلارهای تخصیص داده شده‌ای که تحت قوانین بانک‌های آمریکایی نگهداری نمی‌شوند تقریباً به‌طور خاص در اروپا نگهداری می‌شوند، و به همین سبب به ‌آن‌ها نام یورودلار را داده‌اند. همچنین از این ارزها در شعبه‌هایی واقع در باهاما و جزایر کایمن نیز نگهداری می‌شود.

مبانی یورودلار

به‌علت رها بودن از هرگونه مقرراتی، سپرده‌های یورودلاری باید مقدار بهرهٔ بالاتری را بپردازند. مکان ذخیره شدن ‌آن‌ها نیز باعث می‌شود تا ‌آن‌ها در برابر ریسک‌های سیاسی و اقتصادی کشوری که ‌آن‌ها را نگهداری می‌کند آسیب‌پذیر باشند. با این وجود، بیشتر شعبه‌هایی که این وجوه در ‌آن‌ها نگهداری می‌شوند در مکان‌های بسیار امن و باثباتی قرار دارند.

تاریخچه یوردلار

یورودلار چیست؟

بازار یورو به بازهٔ زمانی بعد از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد. بیشتر اروپا توسط جنگ نابود شده بود، و ایالات متحده مبالغی را تحت عنوان طرح مارشال (Marshall Plan) برای کمک به بازسازی دوباره به کشورها وام می‌داد. این خود باعث ایجاد چرخه‌ای بزرگ از دلارها در سرزمین‌های خارجی شد، و شاهد توسعه یک بازار جدا و با قوانین مقرراتی کمتری برای این ارزها بودیم. برخلاف وجوهی که در داخل ایالات متحده آمریکا نگهداری می‌شوند، این وجوه توسط قوانین بانک مرکزی آمریکا تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند. همچنین این وجوه توسط شرکت بیمه وجوه فدرال (Federal Deposit Insurance Corporation – FIDC Insurance) ایمن نشده‌اند. این خود موجب به‌وجود آمدن نرخ بهرهٔ بالاتر برای یورودلارها می‌شود. بسیاری از بانک‌های آمریکایی در شعبه‌های خارجی خود، به‌خصوص در مناطق کارائیبی قرار دارند و یورودلارها را به‌عنوان پول قبول می‌کنند. بانک‌های اروپایی نیز در این بازار فعال هستند. این تراکنش‌ها برای شعبه‌های کاراییبی بانک‌های آمریکایی به‌طور کلی توسط معامله‌گرانی که در اتاق‌های معاملاتی ایالات متحده قرار دارند انجام می‌شود، و پول مدنظر به‌عنوان یک وام داخلی و یا برای انجام شدن عملیات‌های بین‌المللی قرض داده می‌شود.

بازارهای یورودلار

یورودلار چیست؟

بازارهای یورودلار یکی از بزرگترین بازارهای سرمایهٔ جهان می‌باشد. این بازارها نیاز به یک عرضهٔ مستمر از سوی سپرده‌دهندگان دارند. این سپرده‌دهندگان پول‌هایشان را در بانک‌های خارجی قرار داده‌اند. این بانک‌های یورودلاری ممکن است مشکلاتی را در خصوص نقد کردن وجوه در صورت کاهش سطوح عرضه سپرده‌ها داشته باشند.

قیمت‌گذاری یورودلارها و اندازهٔ ‌آن‌ها

سپرده‌ها به‌صورت شبانه تا به مدت یک هفته توسط نرخ تعیین شده بانک مرکزی ایالت متحده آمریکا ارزش‌گذاری می‌شوند. قیمت‌ها برای سپرده‌هایی با تاریخ سررسید بلندمدت‌تر برحسب نرخ پیشنهادی بین بانکی لندن (London interbank offered rate – LIBOR) تعیین می‌شوند. سپرده‌های یورودلار حجم‌های بالایی دارند، ‌آن‌ها توسط طرف قرارداد حرف‌ه­ای با حداقل مقدار صدهزار دلار و تا حداکثر مقدار پنج‌میلیون دلار تعیین می‌گردند. هر چند برای یک بانک، قبول کردن سپرده‌های 500 میلیون دلاری طی یک روز نیز موضوع غریبی نیست. مطالعه‌ای که توسط بانک مرکزی آمریکا در سال 2014 انجام شد نشان داد که حجم میانگین روزانهٔ این بازار در حدود 140 میلیارد دلار است.

سررسیدهای یورودلار

یورودلار چیست؟

بیشتر تراکنش‌های یورودلار به‌صورت شبانه انجام می‌شوند، این بدین معنی است که ‌آن‌ها در روز تجاری بعدی به تاریخ سررسید خود می‌رسند. با وجود روزهای تعطیل، یک تراکنش انجام شدهٔ شبانه ممکن است حتی تا چهار روز به‌طول بیانجامد. تراکنش‌ها معمولاً در همان روزی که اعمال می‌شوند شروع می‌گردند و پول نیز بین بانک‌های دوطرف توسط سیستم فد وایر (Fedwire) و سیستم چیپس (CHIPS system) انجام می‌شود. مبادلات یورو دلار با تاریخ‌های سررسید بیشتر از شش ماه معمولاً تحت عنوان سندهای رسمی ‌سپرده‌گذاری (Certificates of deposit – CD’s) انجام می‌شوند. که ‌آن‌ها خود دارای یک بازار ثانویه محدود می‌باشند.

نکات کلیدی:

  • یورودلار اشاره به حساب‌های دلاری تخصیص داده شده به بانک‌های خارجی و یا شعب خارجی بانک‌های آمریکایی می‌باشد.
  • بازار یورودلار از بزرگترین بازارهای سرمایهٔ جهان و شامل ابزارهای دقیق و پیچیدهٔ مالی می‌باشد.

 چرخه اقتصادی به چه معناست؟

چرخه اقتصادی به چه معناست؟

یک چرخه اقتصادی (Economic Cycle) شامل اُفت‌وخیزهای یک بازار (حالت انبساط و یا رشد و حالت انقباض) می‌باشد. فاکتورهایی مانند تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product – GDP) نرخ بهره (Interest Rate) اشتغال کل (Total Employment) و میزان مصرف در جامعه (Consumer Spending) همگی می‌توانند در تحلیل وضعیت کنونی اقتصاد مثمرثمر واقع شوند.

چرخه اقتصادی چگونه کار می‌کند؟

چهار مرحله از چرخه اقتصادی را به‌عنوان چرخه ‌‌کسب‌و‌کار (Business Cycle) نیز می‌نامند.‌‌‌ این چهار مرحله شامل مرحلهٔ گسترش (Expansion)، قله (Peak)، جمع‌شوندگی (Contraction)، و نقطهٔ قعر (Trough) می‌باشد. در دوران گسترش اقتصاد رشدی سریع را تجربه می‌نمایند، نرخ‌های بهره پایین می‌باشند، میزان تولید در جامعه بالا است و تورم خود به عاملی برای رشد تبدیل می‌شود. پس از گذر مدت زمانی، اقتصاد ما به مرحلهٔ قله (Peak) می‌رسد که رشد در آن در حداکثر خود قرار دارد. در قله شاهد عدم وجود تعادل در اقتصاد هستیم که‌‌‌ این باید تصحیح شود.‌‌‌ این اصلاح با ورود اقتصاد به دوره‌ای از انقباض رخ می‌دهد. در‌‌‌ این دوره رشد کند شده، نرخ بیکاری افزایش می‌یابد، و قیمت‌ها در بازار وارد فاز کسادی می‌گردند.

زمانی اقتصاد به قعر خود می‌رسد که تمامی‌ موارد ذکر شده به نقطه حداقلی رسیده و دوباره چرخه از اول تکرار شود، یعنی دوباره اقتصاد شروع به رشد کند و ویژگی‌های حالت رشد را نشان دهد.

نکات کلیدی چرخه اقتصادی:

  • چرخه اقتصادی اشاره به وضعیت کلی اقتصادی کشورها و یا صنایع دارد که شامل چهار مرحلهٔ دوره­‌ای می‌باشند.
  • چرخه‌های اقتصادی محل تمرکز اصلی تحقیقات اقتصادی و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی می‌باشند، اما همواره در مورد موارد ‌‌ایجادکنندهٔ‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها بحث زیادی وجود دارد و هر یک از دانشکده‌های معتبر اقتصادی، نظری متفاوت دارند.
  • بررسی چرخه‌های اقتصادی می‌تواند برای ‌‌کسب‌و‌کارها و ‌‌سرمایه‌گذاران بسیار مفید باشند.

هیأت ملی تحقیقات اقتصادی (National Bureau of Economic Research – NBER) منبع اصلی تعیین‌کنندهٔ تاریخ‌های رسمی‌ در چرخه‌های اقتصادی ‌‌ایالات متحده آمریکا می‌باشد. هیأت ملی تحقیقات اقتصادی پول، چرخه‌های اقتصادی را از یک کف‌به‌کف دیگر (Trough to trough) و یا از یک سقفی به سقف دیگر (Peak to Peak) با در نظر گرفتن تغییرات در تولیدات ناخالص داخلی (Gross domestic product – GDP) اندازه‌گیری می‌نماید.

از دههٔ پنجاه میلادی تا به امروز، اقتصاد ‌‌ایالات متحده آمریکا شاهد چرخه‌های اقتصادی به‌مدت تقریبی 5/5 سال بوده است. هر چند، شاهد تنوع زیادی در طول چرخه اقتصادی هستیم.‌‌‌ این تنوع شامل چرخه‌های اقتصادی 18 ماهه در بین سال‌های 1981 تا 1982، و چرخهٔ بسیار طولانی‌مدّتِ رشد اقتصادی که از سال 2009 آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد می‌گردد.‌‌‌ این گستردگی تنوع در چرخه‌های اقتصادی‌‌‌ این افسانه را که «چرخه‌های اقتصادی پس از گذر مدت‌زمان معین از بین می‌روند، و یا مانند یک ریتم طبیعی و یا موج‌های فیزیکی رفتار می‌کنند» از بین می‌برد. با‌‌‌ این وجود، بحث‌هایی در مورد تعیین طول‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها و همچنین عوامل ایجادکنندهٔ‌‌‌ این چرخه‌ها وجود دارند.

مثال‌هایی از یک چرخه اقتصادی

مدرسه اقتصادی مانِتاریست (Monetarist School of Economics) چرخه‌های اقتصادی را به میزان چرخه‌های اعتباری (Credit Cycle) مرتبط می‌داند. تغییر در نرخ بهره می‌تواند باعث کاهش یا افزایش فعالیت‌های اقتصادی گردد.‌‌‌ این تغییر در نرخ‌های بهره می‌تواند وام‌ها را برای کسب‌وکار با دولت و… ارزان‌تر یا گران‌تر کند.

 چرخه اقتصادی به چه معناست؟ برای‌‌‌ این که هرچه بیشتر به‌پیچیدگی محاسبهٔ چرخه‌های کسب‌وکاری بیفزاییم، می‌توانیم به نقطه‌نظر اقتصاددان مشهور و دانش‌آموختهٔ پیشینِ مدرسهٔ اقتصاد Monetarist، اروینگ فیشر (Irving Fisher) اشاره کنیم. نظر او در مورد چرخه‌های بازاری بدین شکل است: «‌‌چرخه‌ها وجود ندارند، بلکه بازار از حالتی تعادلی (Equilibrium) به حالت عدم تعادلی (Disequilibrium) می‌رسد و بین‌‌‌ این دو حالت همواره در حال نوسان می‌باشد، و در همین حین نیز تولیدکنندگان به‌طور مداوم بیش از حد انتظار یا کمتر از حد مورد نیاز ‌‌سرمایه‌گذاری می‌کنند و یا بیش از حد مورد نیاز و یا کمتر از حد مورد نیاز به تولید می‌پردازند و با‌‌‌ این معاملات نوسانی، سعی در برابری با مقدار تقاضای مصرف‌کنندگان خود دارند.»

نکتهٔ مهم چرخه اقتصادی

مهم است که ‌‌کسب‌و‌کارها و سرمایه‌گذاران بتوانند از اموال خود در برابر چرخه‌های مختلف اقتصادی محافظت نمایند، نه‌‌‌ اینکه با‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها مبارزه کنند، بلکه بتوانند از آنها جان سالم بدر برده و در صورت امکان از آنها کسب سود نمایند. نظریهٔ اقتصادی کینزی به ما می‌گوید تغییر در مقدار تقاضای کل، تحت تأثیر عدم ثبات ذاتی و نوسانی بودن مقدار تقاضا در بازار صورت می‌گیرد. بنابراین‌‌‌ این مسائل در شکل‌گیری چرخه‌های اقتصادی دخیل می‌باشد. زمانی که به هر دلیلی، احساسات سرمایه‌گذار نسبت به ‌‌کسب‌و‌کاری منفی شده و مقدار ‌‌سرمایه‌گذاری در آنها کم می‌شود، یک کساد در روند اقتصادی می‌تواند مشاهده شود.

تقاضا در بازارهای مالی به چه معناست؟

هرچه در جامعه خرج‌ها کمتر شود مقدار تقاضا نیز کمتر می‌گردد، که‌‌‌ این خود موجب می‌شود که ‌‌کسب‌و‌کارها کارگرانِ خود را از کار برکنار کرده و حتی تعدادی از خطوط تولید خود را از کار بیندازند. کارگران بیکار نیز بر جمعیت افرادی که تقاضای پایینی دارند می‌افزاید و بدین ترتیب کل اقتصاد به حالتی رکودی فرو می‌رود. در‌‌‌ این حالت شاهد خواهیم بود که هیچ ارگان دولتی نیز راه‌حلی برای تغییر در‌‌‌ این شرایط اقتصادی ندارد، و بنا بر نظریهٔ اقتصادی کینزی (Keynesian Theory) اقتصاد وارد حالت رکودی (Recession) می‌گردد.

اقتصاددانان اتریشی بر‌‌‌ این باور هستند که مقدار اعتبار و نرخ بهره توسط بانک‌ مرکزی می‌تواند موجب ‌‌ایجاد عدم ثبات و انحراف در ساختار ارتباطی بین صنایع و ‌‌کسب‌و‌کارها شود که تمامی‌‌ اینها باید در یک دورهٔ رکود اقتصادی اصلاح شوند. هر زمانی که بانک‌های مرکزی نرخ بهره را ‌‌پایین‌تر از سطح مورد انتظار جامعه بیاورند، ‌‌سرمایه‌گذاری‌­ها دوباره به سمت ‌‌کسب‌و‌کارها برمی‌گردند و نرخ تولید بالا می‌رود. در‌‌‌ این حالت، بسیاری از ‌‌کسب‌و‌کارها از‌‌‌ این نرخ بهرهٔ پایین استفاده خوبی می‌برند. در همین زمان نیز، مقداری نقدینگی ذخیره شده مورد نیاز است تا مبلغ پول مورد نیاز‌‌‌ این ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها که با نرخ بهرهٔ پایین مصنوعی انجام شدند را تأمین نمایند. در نهایت، افزایش میزان ‌‌سرمایه‌گذاری‌های ناپایدار باعث وقوع تعدادی از شکست‌های ‌‌کسب‌و‌کاری می‌گردند در‌‌‌ این حالت قیمت کالاها پایین‌تر آمده و یک روند نزولی در اقتصاد شروع می‌شود.

روند نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟

موارد مهمی که باید آنها را مدنظر داشته باشیم

دولت‌ها و مراکز مالی اصلی و بزرگ از ابزارهای مختلفی برای بررسی اثرات تغییرات چرخه‌های اقتصادی استفاده می‌نمایند. یکی از‌‌‌ این ابزارها که در دست دولت می‌باشد، سیاست‌های مالی (Fiscal Policies) است. برای به پایان رساندن یک دورهٔ رکودی در یک کشور، دولت می‌تواند از سیاست‌های مالی انبساطی (expansionary fiscal policy) استفاده نماید.‌‌‌ این سیاست باعث ایجاد کسری بودجه در کشور می‌گردد. در حالت عکس، دولت‌ها می‌توانند از سیاست‌های مالی انقباضی (contractionary fiscal policy) جهت جلوگیری از رشد بیش‌ازحد و انفجاری بازار استفاده نمایند، در‌‌‌ این حالت نرخ مالیات بالا رفته و شاهد مازاد بودجه (Budget Surplus) خواهیم بود. همچنین شایان ذکر است که در‌‌‌ این حالت مقدار کل مخارج (Aggregate Spending) در بازار کاهش می‌یابند. بانک‌های مرکزی سعی در اعمال سیاست‌های کلی برای کمک به مدیریت و کنترل چرخ‌های اقتصادی دارند.

ابزار مالی به چه معنی است؟

زمانی که چرخه در حالت نزولی خود قرار می‌گیرد، بانک مرکزی می‌تواند نرخ‌های بهره را ‌‌پایین‌تر آورده و یا از سیاست‌های پولی انبساطی برای افزایش مخارج و ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها در بازار استفاده نماید. در دوران صعودی و گسترش بازار، بانک‌های مرکزی می‌توانند از سیاست‌های مالی استفاده نمایند که نرخ‌های بهره را در طی آنها افزایش داده و باعث کاهش جریان نقدینگی در اقتصاد می‌گردند و بدین ترتیب فشار تورمی در بازار کاهش می‌یابد و حالت اصلاحی برای بازار به‌وجود می‌آید. در دوران رشد اقتصادی، ‌‌سرمایه‌گذاران به دنبال ‌‌سرمایه‌گذاری در شرکت‌های فعال در زمینه تکنولوژی، کالاهای اساسی و انرژی‌های پایه می‌باشند. در دوران رکودی بازار، ‌‌سرمایه‌گذاران به دنبال ‌‌سرمایه‌گذاری در شرکت‌هایی می‌باشند که در دوران رکودی رشد می‌یابند، مانند شرکت‌های تأمین‌کنندهٔ آب برق و گاز، شرکت‌های مالی و شرکت‌های فعال در حوزه سلامتی. ‌‌

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اصلاح قیمت می‌توانید از مطلب آموزشی «اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

 رابط کسب‌وکار در چرخه اقتصادی

کسب‌و‌کارها می‌توانند رابط بین عملکردشان و چرخه‌های ‌‌کسب‌و‌کاری طی زمان را در نظر گرفته و استراتژی‌هایی برای محافظت از خود در دوران رکودی بازار، و قراردادن خود در حالت کسب حداکثر سود در دوران صعودی بازار قرار دهند. برای مثال، اگر ‌‌کسب‌و‌کار شما، چرخهٔ کسب‌و‌کاری به‌مانند چرخه اقتصادی کل را طی می‌کند، علامت‌های هشداردهنده یک رکود اقتصادی قریب‌الوقوع به‌شما‌‌‌ این سیگنال را می‌دهد که در حال حاضر، زمان مناسبی برای توسعهٔ کسب‌و‌کارتان نیست و بهتر است که در‌‌‌ این دوران به‌جای توسعهٔ کسب‌و‌کاری، یک ذخیره نقدی برای دورانِ سختِ پیشِ رویتان آماده سازید.

فرضیه بازارهای کارا چیست؟

فرضیه بازارهای کارا چیست؟

فرضیهٔ بازارهای کارا (Efficient Market Hypothesis – EMH) که به‌عنوان تئوری بازارهای کارا (Efficient market theory) نیز شناخته می‌شود، این مطلب را بیان می‌دارد که قیمتِ سهم نشان‌دهندهٔ تمامی اطلاعات مورد نیاز می‌­باشد. با استناد به این فرضیه، قیمت سهام همواره در ارزش منصفانه (Fair Value) خود در بازارهای بورس معامله می‌شوند. این حالت، خرید سهامی‌ پایین‌تر از ارزشِ واقعی و یا سهام‌هایی که قیمت‌شان تورمی بوده و بیش از ارزش اصلی‌اش است را غیرممکن می‌سازد. بنابراین، داشتن عملکردی بهتر از بازار با انتخاب سهام و زمان‌بندی‌های بازاری (Market Timing) غیرممکن می‌باشد و تنها روشی که یک سرمایه‌­گذار می‌­تواند سودهای بیشتری به‌دست آورد، سرمایه‌گذاری‌­های پُرریسک‌­تر می‌­باشد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بورس ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بورس چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی:

  • فرضیه بازارهای کارا یا تئوری بازارهای کارا اشاره می‌کند که قیمت سهام، تمامی اطلاعات در مورد آن سهم را مشخص می‌نماید.
  • تئوری بازار کارا فرض می‌کند که قیمت سهام در ارزش منصفانه‌­شان در بازارهای بورس معامله می‌گردند.
  • طرفداران نظریهٔ بازار کارا ادعا دارند که ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند از ‌سرمایه‌گذاری در سبدهای سهامی کم‌خرج و منفعل (low-cost, passive portfolio) کسب سود نمایند.
  • مخالفان نظریهٔ بازارهای کارا بر این باورند که امکان داشتن عملکرد بهتر نسبت به بازار وجود دارد زیرا قیمت سهام از ارزش منصفانه‌شان در بازار تفاوت‌های زیادی دارد.

درک مفهوم فرضیه بازارهای کارا

با وجود اینکه از این نظریه به‌عنوان یکی از نظریه‌های اساسی تئوری مالی یاد می‌شود فرضیهٔ بازارهای کارا بسیار بحث‌برانگیز می‌­باشد. طرفداران بر این باورند که جستجو به دنبال سهام‌هایی که کمتر از ارزش واقعی‌شان قیمت‌گذاری شدند بیهوده است و یا هرگونه سعی و تلاشی برای پیش‌بینی کردن روند بازارها چه از طریق تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) و چه از طریق تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) کاری بیهوده می‌باشد. از لحاظ تئوریک، هیچ‌یک از تحلیل‌های تکنیکال و یا بنیادی نمی‌توانند بازده‌هایی بیشتر از ریسک انجام شده (آلفا) را به‌صورت مداوم به‌دست بیاورند، و تنها اطلاعات داخلی است که می‌تواند نتایجی بیش از ریسک متحمل شده را حاصل کند.

342,850 دلار

در روز ده ژانویه سال 2020 شاهد گران قیمت‌ترین سهام در تمامی دنیا بودیم. قیمت هر سهم از شرکت برک شایر (Berkshire Hathaway Inc. Class A – BRK.A.) برابر با 342,850 دلار بود.

با وجود این که بسیاری به وجود شواهد و حقایق زیاد در مورد صحیح بودن فرضیه بازارهای کارا سخن می‌گویند، به‌همان میزان نیز ما شاهد اختلاف‌های عقیده و نزاع در این مورد هستیم. برای مثال، ‌سرمایه‌گذارانی مانند وارن بافت (Warren Buffett) به‌طور مرتب بازار را در دوره‌های زمانی طولانی مدت شکست داده‌اند. موضوعی که رخ دادن آن توسط فرضیهٔ بازارهای کارا غیرممکن شمرده می‌شود. مخالفان فرضیهٔ بازارهای کارا همچنین به اتفاقاتی مانند سقوط بازار سهام در سال 1987 اشاره دارند، زمانی که شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) حدود 20٪ در یک روز افت کرد. این خود نشانه‌ای بود که قیمت‌های سهام می‌توانند به مقدار زیادی از ارزش منصفانه‌شان نوسان داشته باشند.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

موارد خاصی که باید مدنظر داشته باشید

حامیان فرضیهٔ بازارهای کارا بر این باورند که به دلیل ماهیت بی‌­نظم بازار، ‌سرمایه‌گذارانی که در ‌سرمایه‌گذاری‌های کم‌هزینه و سبدهای سهام منفعل (Passive Portfolio’s) ‌سرمایه‌گذاری می‌کنند، نتیجهٔ بهتری می‌گیرند. اطلاعاتی که توسط شرکت مورنینگ استار (Morning Star Inc.) در ماه ژوئن سال 2019 در مورد درآمدهای فعال و منفعل انجام شده بود، از نظریهٔ بازارهای کارا حمایت می‌کند.

فرضیه بازارهای کارا چیست؟ شرکت مورنینگ استار میزان بازدهی مدیران فعال را در همهٔ زمینه‌ها در مقابل اطلاعاتی مرکب از شاخص‌های مرتبط و صندوق‌های قابل معامله در بازار بورس (Exchange – Traded Funds; ETFs) را مقایسه کردند. این مطالعات نشان داد که در طی دورهٔ ده‌ساله‌ای که از ماه ژوئن سال 2009 آغاز شده بود، تنها 23٪ از مدیران فعال توانسته بودند که از همتایان خود که به‌صورت منفعل کار می‌کردند بازدهی بیشتری داشته باشند. همچنین نرخ‌های موفقیت بیشتری در وجوه سرمایه‌های خارجی و سرمایه‌های اوراق قرضه دیده شد. همچنین شاهد نرخ‌های موفقیت پایین‌تر در ‌سرمایه‌گذاری‌هایی با حجم‌های بالا در ایالات متحده آمریکا بودیم.

اوراق قرضه چیست؟

به‌طور کلی، ‌سرمایه‌گذارانی که عملکرد بهتری در این دورهٔ زمانی داشتند، اکثراً در شاخص‌های سرمایه‌ای کم‌هزینه و یا صندوق‌های قابل معامله در بازارهای بورس، ‌سرمایه‌گذاری کرده بودند. در حالی که درصدی از مدیران فعال نیز توانسته بودند از همتایان منفعل خود در همین دورهٔ زمانی، عملکرد بهتری را انجام دهند. چالش برای ‌سرمایه‌گذاران در این است که بتوانند به‌خوبی متوجه شوند به‌کدام یک از دو روش در طولانی‌مدت بهتر جواب می‌دهد. کمتر از 25٪ مدیران رده بالا توانسته بودند به‌طور مداوم از همتایان منفعل خود در طول زمان عملکرد بهتری را ثبت کنند.