الگوی سقف و کف سه‌قلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی سقف و کف سه‌قلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهای قیمتی به‌شکل توالی مشخص از میله‌های یا کندل‌های قیمتی در نمودارها، دیده می‌شوند. این الگوها می‌توانند برای بررسی حرکات گذشته قیمت و یا پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمت دارایی، مورد استفاده قرار گیرند. استفاده‌کنندگان از این اطلاعات باید از قبل با خطوط روند (trendlines) الگوهای ادامه‌دهندهٔ قیمتی (continuation price patterns) و الگوهای بازگشتی قیمتی (reversal price patterns) آشنایی داشته باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوهای نمودار می‌توانید از مطلب آموزشی «مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال» دیدن نمایید.

در این مقاله، ما به نحوهٔ تفسیر این الگوها پس از یافتن‌شان پرداخته و همچنین به بررسی الگوی کمیاب اما قدرتمند سقف سه‌قلو و کف سه‌قلو (Triple Top – Triple Bottom Ppattern) می‌پردازیم.

نکات کلیدی:

  • سقف سه‌قلو از طریق ایجاد سه قله قیمتی در یک محدودهٔ یکسان، تشکیل می‌شود. سه قله‌ای که در بین آن‌ها پولبک‌های قیمتی نیز انجام می‌شود. در حالی که الگوی کف سه‌قلو از طریق ایجاد سه کف قیمتی در یک محدودهٔ مشابه، ایجاد می‌شود. کف‌های قیمتی که در بین آن‌ها، رالی‌های قیمتی کوچکی نیز وجود دارند.
  • با توجه به این نکته که این الگو به‌طور مکرر در نمودار دیده نمی‌شود، می‌توانیم الگوهای سقف و کف سه‌قلو را الگوهایی متقاعدکننده در خصوص بازگشت روند بدانیم.
  • به‌علاوه شکل M بزرگ و یا W بزرگ ایجاد شده توسط این دو الگو، باید حجم معاملاتی را در نظر داشته باشیم تا بتوانیم قدرت سیگنال صادرشده را بسنجیم.

مدت زمان استمرار این الگو

مدت‌زمان استمرار یک الگوی قیمتی، یک موضوع مهم است که باید آن را در حین بررسی الگو، و پیش‌بینی کردن حرکات آیندهٔ قیمتی در نظر بگیرید. الگوهای قیمتی می‌توانند در هر بازهٔ زمانی در نمودارها، ظاهر شوند. از نمودارهای سریع (Fast 144-tick chart) گرفته تا نمودارهای 60 دقیقه‌ای، روزانه، هفتگی و یا حتی نمودارهای سالانه. اهمیت یک الگوی قیمتی، معمولاً به سایز و عمق آن بستگی دارد.

الگوی سقف و کف سه‌قلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهایی که در طی زمان بیشتری ظهور می‌کنند معمولاً از اتکاپذیری بیشتری برخوردارند و هنگام شکست قیمتی، قیمت حرکات بزرگ‌تری را انجام خواهند داد. بنابراین، الگویی که در یک نمودار روزانه ایجاد می‌شود، حرکت قیمتی بزرگ‌تری از الگوی ایجادشده در نمودار میان روزانه، خواهد داشت. همچنین، الگویی که در یک نمودار ماهانه تشکیل می‌شود باعث ایجاد حرکات قیمتی اساسی‌تر نسبت به همان الگو در نمودار روزانه، می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوهای قیمتی زمانی شکل می‌گیرند که سرمایه‌گذاران یا معامله‌گران به خرید یا فروش در سطوح خاصی بپردازند. به همین دلیل، قیمت در بین این سطوح نوسان می‌کند. با این نوسان قیمتی، الگوهایی مانند پرچم‌ها (Flags)، پرچم سه‌گوش (Pennants) و الگوهایی مشابه، ساخته می‌شوند. زمانی که قیمت در نهایت این الگوها را بشکند، می‌تواند نشان‌دهندهٔ تغییر قابل‌توجه در احساسات (Sentiment) بازار باشد. هرچه این مدت‌زمان طولانی‌تر باشد، هُل دادن قیمت به سطح بالای یک مقاومت برای خریداران سخت‌تر خواهد بود (و یا هُل دادن قیمت به سطحی پایین‌تر از حمایت، برای فروشندگان سخت‌تر خواهد بود). این موضوع خود شکست قیمتی در جهت‌های ذکرشده را سخت‌تر از گذشته می‌کند. شکل زیر یک نشان‌دهندهٔ الگوی پرچم است که در نمودار هفتگی شرکت گوگل (Alphabet Inc. – GOOG) تشکیل شده است. به لحظه‌ای که قیمت الگوی پرچم سه‌گوش را شکسته است توجه کنید، پس از این شکست قیمتی، شاهد حرکات قابل‌توجه قیمت به سمت بالا بوده‌ایم.

نوسان

به‌طور مشابه، می‌توان از میزان نوسان قیمت در یک الگوی قیمتی برای بررسی اعتبار آن الگو استفاده کرد. همچنین می‌توان از مورد ذکرشده برای پیش‌بینی اندازهٔ شکست قیمتی احتمالی بهره برد. نوسان، اندازه‌گیری‌ای از میزان تغییرات قیمت در طی زمان است. نوسانات بزرگ‌تر قیمت باعث افزایش میزان نوسان کلی در بازار می‌شوند، حالتی که آن را یک نبرد فعال بین خرس‌ها که سعی در کاهش قیمت دارند و گاوها که سعی در افزایش قیمت دارند می‌دانند. الگوهایی که دارای سطوح بالاتری از نوسان هستند، پس از شکست خود شاهد حرکات قابل‌توجه قیمتی خواهند بود.

حرکات بزرگ قیمت در یک الگو می‌تواند نشان‌دهندهٔ این حقیقت باشد که نیروی‌های متقابل – گاوها و خرس‌ها – در یک نبرد جدی با یکدیگر درگیر شده‌اند. هرچه میزان نوسان در طی یک الگوی قیمتی بیشتر باشد، میزان مشارکت در بازار نیز بیشتر خواهد شد که خود می‌تواند منجر به حرکات انفجاری قیمت، پس از شکست قیمتی از سطوح حمایت و یا مقاومت شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

حجم

حجم معاملاتی یکی دیگر از مواردی است که باید در حین تفسیر الگوهای قیمتی به آن‌ها توجه کنیم. حجم معاملاتی نشان‌دهندهٔ تعداد ابزارهای مالی معامله‌شده در طی یک بازهٔ زمانی مشخص است. معمولاً حجم معاملاتی، یک ابزار را به شکل یک هیستوگرام (Histogram) یا یکسری از خطوط عمودی به نمایش می‌گذارند. خطوطی که در پایین نمودار نمایان می‌شوند. حجم معاملاتی، به هنگام مقایسه با اطلاعات گذشته قیمت، کاربرد بیشتری خواهند داشت. تغییرات در میزان خرید و یا فروش در بازار، می‌توانند مورد بررسی قرار بگیرند: هرگونه فعالیت حجمی که باعث فاصله گرفتن حجم معاملاتی آن دوره از میانگین حجم معاملاتی عادی شود، می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک تغییر احتمالی در قیمت‌ها باشد.

اگر قیمت‌ها به سطوح بالایی یا پایینی یک مقاومت و یا حمایت حرکت کنند، باید به یاد داشته باشید که به علاقه و توجه معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، حین این حرکت افزوده خواهد شد – علاقه‌ای که خود را به‌شکل افزایش حجم معاملاتی به نمایش می‌گذارد. افزایش حجم معاملاتی می‌تواند تأییدیهٔ یک شکست قیمتی باشد. یک شکست قیمتی بدون تغییر قابل‌توجه در حجم، نشان‌دهندهٔ عدم اشتیاق بازار برای ادامهٔ این حرکت قیمتی است، بنابراین شکست شکل‌گرفته کاذب می‌شود.

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری خود استفاده کنید؟

رهنمودهایی برای تفسیر الگوها

سه گام کلی زیر، به معامله‌گران در تفسیر الگوهای قیمتی کمک می‌کنند:

شناسایی الگوهای قیمتی:

اولین گام در تفسیر صحیح الگوهای قیمتی، تشخیص به‌موقع الگوهای معتبر است. یافتن این الگوها با توجه به اطلاعات گذشته بازار کاری آسان است. کار چالش‌برانگیز این است که بتوانید آن‌ها را حین تشکیل‌شان شناسایی کنید. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند با دقت در اطلاعات گذشتهٔ قیمت‌ها، به تشخیص الگوهای قیمتی بپردازند. البته آن‌ها باید به روشی که از آن جهت رسم خطوط روند استفاده می‌کنند، توجه زیادی داشته باشند. خطوط روند را می‌توانید با استفاده از نقاط قیمتی بسته شدن (Close) باز شدن (Open) بالاترین قیمت (High) یا پایین‌ترین قیمت (Low) رسم کنید.

1. ارزیابی الگوهای قیمتی:

پس از آنکه یک الگو را شناسایی کردید، حال باید به ارزیابی آن بپردازید. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران باید مدت‌زمان تشکیل این الگو را در نظر داشته باشند، همچنین حجم و میزان نوسان نقاط بازگشتی قیمت را در محدودهٔ الگوی قیمتی بسنجند. ارزیابی این موارد می‌تواند یک تصویر بهتر از اعتبار الگوی قیمتی ارائه بدهد.

2. پیش‌بینی الگوی قیمتی:

پس از آنکه الگوهای قیمتی تشخیص داده‌شده و مورد ارزیابی قرار گرفتند، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران باید از این اطلاعات برای پیش‌بینی جهت حرکت آیندهٔ قیمت‌ها استفاده کنند. باید در نظر داشته باشید که الگوهای قیمتی همواره آن‌طور که انتظار دارید عمل نمی‌کنند و یافتن آن‌ها لزوماً حرکت قیمت در جهتی خاص را تضمین نمی‌کند. شرکت‌کنندگان بازار، می‌توانند مراقب فعالیت‌های محتمل قیمتی باشند. این موضوع به آن‌ها اجازه خواهد داد تا در صورت ایجاد تغییرات در بازار، به‌سرعت واکنش نشان دهند.

الگوی سقف سه‌قلو و کف سه‌قلو

الگوهای سقف و کف سه‌قلو، ادامه‌ای از الگوهای سقف و کف دوقلو (Double top – Double Bottom) هستند. اگر الگوی سقف و کف دوقلو شکل حرف M و یا W را تداعی کنند، الگوی سقف و کف سه‌قلو، شکل یک M و یا W شکسته را تداعی خواهند کرد: سه حرکت قیمتی به سمت بالا یا سه حرکت قیمتی به سمت پایین.

الگوی سقف و کف دوقلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

این الگوهای قیمتی نشان‌دهندهٔ تلاش چندباره و ناموفق قیمت برای شکست یک محدودهٔ حمایت و یا مقاومت می‌باشند. در یک الگوی سقف سه‌قلو، قیمت سه تلاش برای شکستن محدودهٔ مقاومتی انجام می‌دهد، ناکام مانده و دوباره به سطوح پایین‌تر بازمی‌گردد. در یک الگوی کف سه‌قلو، به‌طور عکس، قیمت سه بار سعی می‌کند تا محدودهٔ حمایتی را بشکند. ناکام می‌ماند و دوباره به سطوح بالاتر حرکت می‌کند.

الگوی سقف و کف سه‌قلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک الگوی سقف سه‌قلو، یک الگوی قیمتی نزولی است، در انتهای یک روند صعودی شکل می‌گیرد و باعث تغییر جهت روند، به یک روند نزولی می‌گردد. نحوهٔ شکل‌گیری در ادامه آمده است:

  • قیمت‌ها به سطوح بالا و بالاتر حرکت می‌کنند تا اینکه در نهایت به سطح مقاومت می‌رسند، سطحی که در شکستن آن در بار اول ناکام مانده و به یک سطح حمایتی بازمی‌گردند.
  • قیمت‌ها سعی می‌کنند تا دوباره محدودهٔ مقاومتی را تست کنند، دوباره ناکام مانده و به محدودهٔ حمایتی برمی‌گردند.
  • قیمت‌ها یک بار دیگر برای شکستن سطح مقاومتی تلاش می‌کنند، دوباره ناکام می‌مانند، و این بار، محدودهٔ حمایتی خود را نیز می‌شکنند و به سطوح پایین‌تر سقوط می‌کنند.

این حرکات قیمت (Price Action) نشان‌دهندهٔ دوئل بین خریداران و فروشندگان است. خریداران سعی می‌کنند که قیمت‌ها را بالا ببرند، در حالی که فروشندگان سعی در پایین‌تر آوردن قیمت دارند. هر تلاشی که قیمت برای شکستن محدودهٔ مقاومتی انجام داده، معمولاً با حجم معاملاتی پایینی همراه بوده است. تا زمانی که قیمت دوباره به محدودهٔ حمایتی سقوط کرده و شرکت‌کنندگان بیشتری در بازار حاضر شده‌اند. پس از آنکه سه بار تلاش قیمت در گذر از سطح مقاومتی ناکام می‌ماند، عمدهٔ خریداران خسته شده، و فروشندگان کنترل قیمت‌ها و بازار را در دست می‌گیرند. اتفاقی که باعث ایجاد یک تغییر در روند می‌شود.

الگوی کف سه‌قلو، یک الگوی صعودی است زیرا که در انتهای یک روند نزولی شکل گرفته و باعث تغییر روند به یک روند صعودی می‌گردد. الگوی کف سه‌قلو، با سه بار تلاش ناموفق قیمت برای شکستن محدودهٔ حمایتی شناخته می‌شود. هر تلاش قیمتی، با کاهش در حجم معاملاتی همراه می‌شود، تا جایی که قیمت در آخرین تلاش برای حرکت به سطوح پایین‌تر از سطح حمایت ناکام مانده و به سمت بالا حرکت می‌کند. در این حرکت صعودی، قیمت محدودهٔ مقاومتی خود را می‌شکند. مانند الگوی کف سه‌قلو، این الگو نیز نشان‌دهندهٔ یک نبرد بین خریداران و فروشندگان است. در این حالت، این فروشندگان هستند که خسته شده و از بازار کنار می‌روند، کنار رفتن فروشندگان از بازار باعث استیلای خریداران بر قیمت‌ها شده و قیمت حرکت صعودی خود را آغاز می‌کند. شکل 2 یک الگوی کف سه‌قلو است که در نمودار روزانه سهام شرکت مک گرا هیل (McGraw Hill) تشکیل شده است.

یک الگوی سقف یا کف سه‌قلو بر تضعیف روند فعلی و قدرت گرفتن روند معکوس آن، دلالت می‌کند. هر دوی این الگوها نشان‌دهندهٔ یک انتقال در فشار بازار می‌باشند: در یک الگوی سقف سه‌قلو، انتقال قدرت بازار از خریداران به فروشندگان انجام می‌شود. در حالی که در یک الگوی کف سه‌قلو این انتقال قدرت از فروشندگان به خریداران انجام می‌شود. این الگوها یک نمایش بصری از تغییرات ذکرشده در بازار را نشان می‌دهند.

جمع‌بندی

الگوی‌های قیمتی در انواع نمودارها تشکیل می‌شوند، چه نمودارهایی از نوع (fast tick charts) باشد که توسط اسکالپرها (Scalpers) مورد استفاده قرار می‌گیرد، چه نمودارهای سالانه که معمولاً توسط سرمایه‌گذاران استفاده می‌شود. هر یک از این الگوها نشان‌دهندهٔ نبردی بین خریداران و فروشندگان می‌باشد که نهایتاً منجر به ادامهٔ روند کنونی و یا ایجاد یک بازگشت روندی در بازار می‌شود. تحلیل‌گران تکنیکال باید از الگوهای قیمتی برای ارزیابی فعالیت‌های گذشته و حال بازار استفاده کرده، به پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمت پرداخته و تصمیم‌های معاملاتی بگیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *